تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٨٨ - رهنمودهايى از آيات
اين قرار كه چون كسى آغاز و انجام چيزى را دريابد آن را بهتر مىشناسد و بدون چنين دريافتى شناخت او ناقص است.
چون انسان دريافت كه زندگى دنيوىاش به كجا منتهى مىشود و سرنوشت او چيست، به آن شناختى عميق حاصل كرده است و با آن برخوردى سالم خواهد داشت، با اين علم كه آيات سوره مريم- چون بسيارى از آيات قرآن- هدفش اين است كه انسان با زندگى دنيوى رابطه سالمى پيدا كند.
/ ١٠٣ در اين آيات سخن از نفى شرك است و خود به خود تصور فرزند براى خدا را نفى مىكند. شايد حكمت در اين باشد كه انديشه فرزند يك گرايش نژادى را در پى دارد و آن يكى از روابط ناسالم ميان انسان و ديگران است.
انسانى كه خود را فرزند خدا به حساب مىآورد يا مىپندارد كه چنان پدرانى دارد، رابطهاش با پدران و قوم و عشيره يك رابطه انحرافى مىشود كه بر محور «شىء» مىگردد در حالى كه قرآن هدفش اين است كه انسان را از چنين رابطهاى به دور دارد. خواه نژادى باشد، خواه از عصبيت مايه گرفته باشد در چنين رابطهاى ارزشهاى معنوى را جايى نيست مراد از چنين ارزشى تأكيد بر اين مسئله است كه رابطه ميان انسان و خدا بر دو گونه است يكى رابطه خالق و مخلوقى يعنى خدا ما را آفريده و ما بندگان او هستيم ديگر ايمان و عمل صالح. از اين دو كه بگذريم هر گونه رابطه ديگرى در اسلام مردود است.
قرآن اين انديشه را به دل ما مىاندازد سپس ما را به آفاق دور مىبرد و بيان مىكند كه انسان بنده خداست و هر چه در آسمان و زمين است بنده اوست و در روز قيامت هر انتساب و علاقهاى ساقط مىشود و همگان در پيشگاه او تك تك- نه به صورت گروههاى نژادى يا عصبى- حاضر مىآيند. پس بايد برنامه زندگى خود را بر آن منوال مرتب كنيم.
فلان پسر كيست؟ برادر كيست؟ با چه كسى نسبت دارد؟ بايد همه اين واژهها را از دفتر زندگى خود حذف كنيم تا حقيقت را توانيم ديد.
در پايان مقال در آيات قرآن ملاحظه مىكنيم كه قرآن آمده است تا مردم را