تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٨ - رهنمودهايى از آيات
گذشتگان بنگرند و چشم بسته آنها را سرمشق خود قرار ندهند.
بسا اتفاق مىافتد كه نسل نو بر آمده افكار و انديشههاى نسل پيش از خود را به ترازوى انتقاد مىسنجد و آن را در خور قبول نمىيابد پس خود به اصلاح و دگرگون ساختن آنها مىپردازد از همين جا نبرد و كشاكش ميان نسلها به وجود مىآيد و همين كشاكش خود از عوامل تكامل است.
چنان كه از اين آيات بر مىآيد اگر اختلاف حول يك محور اساسى مانند پرستش خدا باشد بايد نخست روش مدارا را به كار برد. از اين رو مىبينيم كه ابراهيم به پدرش خطاب مىكند كه «تو را سلامت باد از پروردگارم برايت آمرزش خواهم خواست» ولى اگر مدارا با قومى سودمند نيفتاد بايد از آنان اعتزال جست، زيرا آخرين راه حل همين است. ابراهيم وقتى ملاحظه مىكند كه پدرش هدايت نمىشود و مسئله توحيد چيزى نيست كه بتوان آن را بازيچه انگاشت بر ضد او قيام مىكند. اين قيام به چه صورت است؟
او پدرش را نكشت، سركشى و تمرد هم در برابر او نكرد، بلكه از معبود او كناره گرفت و اعراض نمود. پس معلوم مىشود روش مدارا، سپس اعراض و اعتزال بهترين روش در مبارزه با افكار و انديشههاى نسلهاى پيشين است.
/ ٥٤ در اين آيات مسئله جالب توجه ديگرى هم هست و آن اين كه توجه قرآن به يك صحنه است: داستان ابراهيم خليل (ع) كه با پدرش بحث و جدل مىكند، در حالى كه صحنه ديگر معارضه و كشاكش، چون معارضه و كشاكش با نظام حاكم و جامعه جاهلى از نظر دور مانده است. شايد سبب آن باشد علاقه و بستگى انسان به خانواده و خويشاوندان از محكمترين علايق و بستگيهاست و چون براى خدا از آن دل بر كند هر اعتزال و اعراضى آسان خواهد بود. و چون چنين اعتزال و اعراضى حاصل گرديد خداوند به عوض آنها بهتر از آنها را نصيب او خواهد ساخت همانطور كه اشارت رفته است كه چون ابراهيم از پدر كناره گرفت خداوند به او اسماعيل و اسحاق و يعقوب و ذريه آنها را عنايت فرمود.