تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٩٦ - دعاى يونس
وَ ذَا النُّونِ إِذْ ذَهَبَ مُغاضِباً فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَيْهِ و ذو النون را آن گاه كه خشمناك برفت و پنداشت كه هرگز بر او تنگ نمىگيريم.» ذو النون مىپنداشت كه به سوى آزادى مىرود، در حالى كه به سوى زندانى ترسناك مىرفت.
او به ساحل دريا رفت در آنجا سفينهاى آمد و او سوار شد در اين حال نهنگ عظيمى به سفينه حمله كرد و قصد بلعيدن آن داشت. مسافران گفتند: قرعه بزنيم. قرعه به نام هر كس آمد او را به كام ماهى بيندازيم تا سفينه به راه خود ادامه دهد. چنين كردند و قرعه به نام او درآمد./ ٣٦٨ سه بار قرعه زدند. هر بار به نام يونس بود.
خداوند تعالى اراده كرده بود كه پيامبرش را به زندان كند تا عبرت ديگران باشد.
پس او را به دريا افكندند ماهى شتابان او را بلعيد و به اعماق آب فرو رفت. يونس در شكم ماهى به خطاى خود پى برد و از خداوند آمرزش خواست.
فَنادى فِي الظُّلُماتِ أَنْ لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَكَ و در تاريكى ندا داد: هيچ خدايى جز تو نيست. تو منزه هستى.» پيامبران معصوم هستند ولى در برابر خدا احساس گناه و تقصير مىكنند. حتى به سبب شدت ايمانشان به خدا، عبادتهاى خود را هم به چيزى نمىشمارند، زيرا مىگويند عبادت يك موجود ناتوان عاجز به چه ارزد.
إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ و من از ستمكارانم،» زيرا من از افراد بشرم و شخصا مسئوليت خطاى خود به گردن مىگيرم نه آن را به خدا نسبت مىدهم و نه به تقدير.
[٨٨] فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَ نَجَّيْناهُ مِنَ الْغَمِّ وَ كَذلِكَ نُنْجِي الْمُؤْمِنِينَ دعايش را مستجاب كرديم و او را از اندوه رهانيديم و مؤمنان را اينچنين مىرهانيم.» جمله «اينچنين مىرهانيم» ما را اميدوار مىكند كه اگر مرتكب خطايى شويم در رحمت خداوندى باز است و نبايد مأيوس و نوميد گرديم.