تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٧٣ - شرح آيات
قرار داده است. آرى، شخصى است به نام «ابراهيم» كه غالبا از آن بتان به بدى ياد مىكرده است و پرستش آنها را نفى مىكرده مسلما كسى جز او دست به چنين كارى نزده است.
[٦١] شكستن بتان تنها به شكستن آن مجسمههاى سنگى دلالت ندارد، بلكه بر ويران كردن اساس جامعه فاسد دلالت دارد. از اين رو طاغوت زمان، نمرود را مىبينيم كه به اعدام ابراهيم بسنده نمىكند بلكه مىخواهد همه آن رسوم و آيينها را با از ميان بردن ابراهيم حفظ كند. و مرگ ابراهيم را براى ديگران باعث عبرت سازد.
قالُوا فَأْتُوا بِهِ عَلى أَعْيُنِ النَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَشْهَدُونَ گفتند او را به محضر مردم بياوريد تا شهادت دهند.» از اين آيه چنين استنباط مىشود كه در آن روزها در جامعه زمزمههايى بر ضد بتان بوده است.
[٦٢] قالُوا أَ أَنْتَ فَعَلْتَ هذا بِآلِهَتِنا يا إِبْراهِيمُ گفتند اى ابراهيم تو با خدايان ما چنين كردهاى؟» ابراهيم نه منكر عمل خود شد و نه به آن اقرار كرد.
[٦٣] قالَ بَلْ فَعَلَهُ كَبِيرُهُمْ هذا فَسْئَلُوهُمْ إِنْ كانُوا يَنْطِقُونَ گفت: بلكه بزرگترينشان چنين كرده است. اگر سخن مىگويند از آنها بپرسيد.»/ ٣٣٨ اين شيوه طنز و ريشخند كه ابراهيم در سخن به كار برد توجه آنها را به حقيقتى ديگر جلب كرد. زيرا آنها خود مىدانستند كه بتان سنگى حرف نمىزنند.
زيرا آنها را خود به دست خود ساخته بودند.
[٦٤] فَرَجَعُوا إِلى أَنْفُسِهِمْ فَقالُوا إِنَّكُمْ أَنْتُمُ الظَّالِمُونَ با خودشان گفتگو كردند و گفتند: شما خود ستمكار هستيد.» اولين ضربهاى كه بر آنها وارد آمد فروريختن مقام و منزلت پوشالى بتان بود. بتانى كه رمز ايمان آنها به تاريخ فاسد بود و به خضوع در برابر حاكم ظالم و جبار و اعتقادشان به اساطير ... الخ.