تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢١٧ - زمينه كلى سوره
احساس مسئوليت قله آگاهى است و راه رسيدن به آن مقاومت است در مقابل حالت غفلت و سهو. چيزى كه تحقق نمىيابد مگر از طريق هشدار به نزديك شدن موعد حساب.
پيامبر آمد و هشدارشان داد ولى آنان سخن او شنيدند در حالى كه سرگرم لهو و بازيچه بودند، زيرا دلهايشان مايل به لهو بود و بر انديشه درستى قرار نمىگرفت.
اعراضشان از آيات خدا به اين بهانه بود كه ادعا مىكردند آنها جادو هستند يا رؤياهاى آشفته يا دروغ يا خيالهاى شاعرانه و تا بتوانند تكذيب حق را توجيه كنند مىگفتند كه ما خواستار آيات تازهاى هستيم و خداى تعالى انذارشان داد كه هلاك سرنوشت مكذبين است. (١١) قرآن بيان مىكند كه زندگى جدّى است نه بازيچه و خدا آسمانها و زمين را به حق آفريده پس نبايد آنها را لهو و بازيچه پنداشت (١٦) و نيز تأكيد مىكند كه فرشتگان (كه هم از آنها آگاهترند و هم نيرومندتر) خدا را بجد مىپرستند و تسبيحش مىگويند و سجدهاش مىكنند. (١٩) ولى مردم نادان عادة از مسئوليت مىگريزند و خود را در پناه خدايان مىكشند و مىپندارند كه آنان را از كيفر اعمالشان خواهند رهانيد. خدا به آنان تذكر مىدهد كه پروردگار يكتاى بىهمتا اوست و بس (٢٠) در سوره هم چنان سخن از توحيد است و شواهد و دلايل فطرى بر آن (٣٠) سپس مرگ را به ياد بشر مىآورد كه هر كسى چشنده مرگ است حتى پيامبر بزرگوار نيز در جوار پروردگارش خواهد آرميد (٣٤) تا مگر انسان غافل را از انديشه بى ارزش شرك به در آورد.
اما استهزاء و ريشخند گرفتن آيات پروردگار (كه خود صورتى است از لهو) عاقبتش مرگ است (٣٦)/ ٢٦٩ پس از بحث درباره شرك و استهزاء مطلب ديگرى پيش مىآيد از اين قرار كه بشر مىخواهد از زير بار مسئوليت شانه خالى كند، پس مدعى مىشود كه اگر هر عملى را كيفرى است چرا كيفر اعمال مردم بزه كار به تعويق مىافتد.
آن گاه سياق سوره به سرنوشت استهزاء كنندگان باز مىگردد. (٤١) و