تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٧٣ - شرح آيات
پيش از ظهور حضرت رسول در مكه صاحب سلطه و مزايايى بودند و اسلام بر آن مزايا و سلطه خط بطلان كشيد.
[٩١] قالُوا لَنْ نَبْرَحَ عَلَيْهِ عاكِفِينَ حَتَّى يَرْجِعَ إِلَيْنا مُوسى گفتند كه ما همواره به پرستش او مىنشينيم تا موسى به نزد ما بازگردد.» به نظر من وابستگى و تعلق خاطر بنى اسراييل به موسى بيشتر از تعلق خاطر و وابستگى آنها به امر رسالت او بود. مثلا موسى برادر خود هارون را به عنوان وصى و جانشين كه امتداد رسالت او بود بر آنها برگماشت ولى بنى اسراييل به سخن او گوش فرا ندادند و هر چه آنها را از پرستش گوساله منع كرد به او گوش نسپردند تا موسى خود بازگشت.
اين فتنه براى بنى اسراييل مفيد بود، چه، گروههايى را جدا كرد كه هنوز رسوبات جاهليت در آنها وجود داشت در برابر گروههاى اصلاح طلب ديگرى كه در ايمانشان صادق و مؤمن بودند. دومين فايده اين كه دژبنديى بود عليه انحرافات فكرى و اجتماعى كه در آينده در مسيرشان قرار مىگرفت كه اين پس از زمانى بود كه موسى در ميان آنها حضور نداشت.
/ ٢١١ طبيعت انسان اين است كه همواره بر گرد محور اشياء بى ارزش بچرخد و چون بخواهد خود را به درجه عالى ايمان فرابرد با مشكلاتى رو به رو خواهد شد.
بشر براى اين كه از آنچه طبيعت اوست ببرد و به آنچه عزت و اعتلاى او بدان وابسته است بگرايد نياز به تربيت و تعليم و راهنمايى دارد.
اگر انسان را هم چنان اسير طبيعتش رها سازند اى بسا تا دره ژرف بت پرستى هم هبوط كند.
بنى اسراييل به چنين دره ژرفى در حال هبوط بودند آن گاه كه موسى از ميان آنها رفته بود و چون باز آمد بار ديگر از ضلالت به هدايت راه يافتند. و اين عبرتى است بزرگ براى همگان.