تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٥٥ - خانواده فاضل
خداوند به او اسحاق و اسماعيل را داد ولى خدا مىگويد اسحاق و يعقوب را به او داديم تا بيانگر استمرار خط رسالت باشد.
[٥٠] وَ وَهَبْنا لَهُمْ مِنْ رَحْمَتِنا وَ جَعَلْنا لَهُمْ لِسانَ صِدْقٍ عَلِيًّا و رحمت خويش را به آنها ارزانى داشتيم و سخن نيكو و آوازه بلند داديم.» اين خاندان يك خاندان نمونه است. هر گاه بخواهند به يك خاندان نمونه مثل زنند به خاندان ابراهيم مثل مىزنند. هنوز پس از بيش از پنج هزار سال كه از آن زمان مىگذرد در عالم دو ميليارد انسان از ابراهيم به عظمت ياد مىكنند و اين يكى از معانى سخن نيكو و آوازه بلند است.
/ ٦١ بدين سان مىبينيم كه ابراهيم، پدر و مردمش را ترك گفت و از ايشان كناره گرفت ولى البتّه پس از آن كه حجّت را بر ايشان تمام كرد و با تمام نيرو كوشيد آنها را هدايت كند و هنگامى كه آنها را ترك كرد خداوند مردمى بهتر را در تماس با او قرار داد و آنها را جلودارانى شايسته براى ديگران قرار داد. بنا بر اين پيوند ما با پدران و اطرافيانمان بايد پيوندى مكتبى باشد كه توحيد و ايمان به خدا بدان جهت دهد.
آخرين انديشه اين كه: جوامع انقلابى و مكتبى همان جوامعى هستند كه در برابر ترور و وحشت تسليم نمىشوند، ولى آدمى چگونه مىتواند از وحشت رهايى يابد و چگونه مىتواند در برابر آن ايستادگى كند؟
اين كار از طريق ساختن خانواده او بر اساس آزادى، شدنى است، زيرا شخصى كه در خانه تسليم وحشت پدر مىگردد نمىتواند در برابر وحشت نظام مقاومت كند. وحشت نظام، چهرهاى است از وحشت خانواده و هر گاه آدمى توانست از وحشت خانواده رهايى يابد و خويش را از آن جامعه تنگ اختناق آور برهاند فردا خواهد توانست با وحشت سلطههاى ستم پيشه مقابله كند، ولى كسى كه امروز از هيبت پدر مىهراسد آيا فردا تسليم نظام فاسد نخواهد بود؟! خانواده، مادر حقيقى جامعه است و لذا داستان ابراهيم با پدرش براى ما روشن مىسازد كه: گام نخست در آزاد سازى جامعه همان آزاد سازى خانواده است