تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣١٧
القائات نفس اماره برهاند.
[١١١] اما نعمتهاى زندگى كه ظالمان و مستكبران بدان مىبالند و مىپندارند كه سبب بقاى ابدى آنها خواهد بود بسا براى آنان فتنه شود و بلا گردد.
وَ إِنْ أَدْرِي لَعَلَّهُ فِتْنَةٌ لَكُمْ وَ مَتاعٌ إِلى حِينٍ و نمىدانم، شايد اين آزمايشى براى شما و بهرهمندى تا به هنگام مرگ باشد.» [١١٢] حق محور كاينات است. خداى تعالى به سبب رحمت خود بر بندگانش آنان را وامىگذارد و آنان را به سبب اعمالشان به زودى مؤاخذه نمىكند اگر چنان كند بر روى زمين جنبندهاى باقى نمىگذارد.
جز آن كه حق مقياس اعمال مردم و ميزان جزاى آنهاست. مردم به خدا باز مىگردند خواه در زمانى نزديك يا دور.
قالَ رَبِّ احْكُمْ بِالْحَقِّ وَ رَبُّنَا الرَّحْمنُ الْمُسْتَعانُ عَلى ما تَصِفُونَ گفت: اى پروردگار من، به حق داورى كن و پروردگار ما بخشاينده است و به رغم آنچه مىگويند همه از او يارى مىجويند.» از اين آيه دو معنى مستفاد مىشود
١- خدا به حق حكم مىكند و رسول در دعاى خود از حق همين مىخواهد.
در حديث آمده است كه حضرت رسول (ص) هر گاه در جنگ با مشركان رو به رو مىشد بدين گونه دعا مىكرد، و اين دليل بر اين است كه نخست بايد دست به تلاش و كوشش زد، سپس دست به دعا برداشت. در عين حال نبايد بر عمل اعتماد كرد و از خدا چيزى به دعا نخواست.
/ ٣٩٦ ٢- خداوند بندگان صالحش را چون دعا كنند روزى دهد و آن روزى نورى است كه به آن در ميان مردم راه روند. و حق را از باطل تميز دهند. خداوند آنان را نيرويى عطا كند كه باطل را طرد كنيد و در مقابل القائات گمراه كنندگان و طاغيان و كافران ايستادگى ورزند.