تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣١٤
پيامبران پيشين هم/ ٣٩٢ به تصريح مبعوث شده بودند نه به تعريض ... الخ.
[١٠٨] اگر رسالتهاى الهى رحمت است جوهره اين رحمت چيست؟
جوهر رحمت دعوت به يكتايى خداست و ترك بتان و هر شريك ديگر براى خدا، زيرا رهايى انسان از هوى پرستى و تمرد در برابر فشارها و رهايى از يوغ طاغوتان و مستكبران و فرارفتن تا سطح پرستش خداى يگانه كه قله استقلال و آزادى و كرامت است.
حب استقلال و آزادى و كرامت يك غريزه فطرى است كه طينت انسان با آن عجين شده است ولى مردم عملا از ظلم و بندگى رها نمىشوند. چرا؟
زيرا انسان نيازمند كسى است كه اين فطرت را در او بيدار كند و برانگيزدش و عزم و ارادهاش را تشحيذ كند و اين جز از پيامبران ساخته نيست، زيرا آنها و كسانى كه در مسير آنها هستند، از بندگان صالح خدا افراد بشر را- به اذن خدا- از قهر و استعمار و سيطره اقويا مىرهانند.
قُلْ إِنَّما يُوحى إِلَيَّ أَنَّما إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ فَهَلْ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ بگو: به من وحى شده كه خداى شما خدايى است يكتا. آيا بدان گردن مىنهيد؟» اين دعوتى است كاملا صريح به استقلال و آزادى و كرامت و آن عهدى است ميان رسول و كسانى كه رسول بر آنها مبعوث شده زيرا آن رسول قصد برده ساختن آنان را ندارد، بلكه مىخواهد به آنان آزادى دهد ولى از آنها مىخواهد كه تسليم حق شوند تا آنان را از بندگى باطل برهاند.
[١٠٩] رسول از آنان مزد نمىطلبد و نيز آنها را براى مصلحت خويش فرا نمىخواند. خداست كه بر آنها منّت مىنهد، زيرا آنان را كه در غفلت بودند، هشدار داد و از عذاب اليم بيم داد/ ٣٩٣ و همگان در اين هشدار برابرند از دور و نزديك و از خويشاوند و بيگانه.
فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُلْ آذَنْتُكُمْ عَلى سَواءٍ وَ إِنْ أَدْرِي أَ قَرِيبٌ أَمْ بَعِيدٌ ما تُوعَدُونَ پس اگر رويگردان شدند، بگو: شما را خبر دادم تا همگى در آگاهى يكسان باشيد و من نمىدانم آنچه شما را وعده كردهاند نزديك است يا دور.»