تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٠٥ - وعده حق
جانب راست و چپ هم سر برنمىگرداند. از اين رو است كه مىفرمايد
فَإِذا هِيَ شاخِصَةٌ أَبْصارُ الَّذِينَ كَفَرُوا يا وَيْلَنا قَدْ كُنَّا فِي غَفْلَةٍ مِنْ هذا و چشمان كافران هم چنان خيره ماند. واى بر ما. از اين حال غافل بوديم.» مىبينى كه مىگويند غافل بودهاند ولى به زودى در مىيابند كه غفلتشان از خود بوده و براى رفع مسئوليت از خود هيچ توجيهى ندارند.
پس مىگويند
بَلْ كُنَّا ظالِمِينَ نه، كه ستمكار مىبوديم.» [٩٨] اين بتانى كه به جاى خداى تعالى پرستيده مىشوند، و بت پرستان مىپندارند كه از آنان رفع مسئوليت مىكنند، به زودى هيزم دوزخ شوند و خوار و زبون بمانند. اى انسان! چگونه بتانى را مىپرستى كه در جهنم اندازند و بسوزند و آيا مىپندارى كه آنها تو را در زندگى يارى خواهند كرد؟
إِنَّكُمْ وَ ما تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ حَصَبُ جَهَنَّمَ أَنْتُمْ لَها وارِدُونَ شما و آن چيزهايى كه سواى اللَّه مىپرستيديد هيزمهاى جهنّماند شما به جهنم خواهيد رفت.» [٩٩] لَوْ كانَ هؤُلاءِ آلِهَةً ما وَرَدُوها اگر اينان خدايان مىبودند به جهنم نمىرفتند.»/ ٣٨٠ زيرا معقول نيست كه خدا به جهنم رود.
وَ كُلٌّ فِيها خالِدُونَ و حال آن كه همه در جهنم جاويدانند.» همه پرستندگان بتان و هم بتان.
وابستگيها و دوستيهايى است كه انسان مىپندارد مسئوليتهاى او را در زندگى كفايت مىكنند و اينها بر دو نوع هستند
١- وابستگى و دوستى با صالحان. ولى از روى خطا بعضى مىپندارند كه جانشين عملشان خواهد بود. مثلا كسى كه حضرت رسول را دوست بدارد و خود را وابسته به او بداند ولى به تعاليم او عمل نكند، اين دوستى و وابستگى فايدهاى به حالش ندارد.