تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٦٩ - ابراهيم بتان را مىشكند
به حق جويد.
[٥٦] ابراهيم حجت نيرومند خود را ادامه داد و حقيقتى را بيان كرد كه راهى براى انكار آن نبود.
قالَ بَلْ رَبُّكُمْ رَبُّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ الَّذِي فَطَرَهُنَّ وَ أَنَا عَلى ذلِكُمْ مِنَ الشَّاهِدِينَ گفت: نه، پروردگار شما، پروردگار آسمانها و زمين است. آن كه آنها را بيافريده است و من بر اين سخن كه مىگويم گواهى مىدهم.» خداى يكتا اوست نه آن بتان شما كه خود مخلوقاتى زبون و بينوا هستند.
خداوند اين جهان فراخ بتان كر و لال شما نتواند بود. بدين گونه ابراهيم پاسخ داد كه آنها را به بازى نگرفته بلكه آنها را به پرستش خداى آسمانها و زمين دعوت مىكند. خدايى كه شاهد راستين ادعاى اوست و او در اين دعوى ثابت قدم است و حتى حاضر است جان خويش فدا كند.
درست است كه قوم او در برابر برهان برنده او مجاب شدند ولى نفس انسانى گاه مانع آن است كه با اولين ديدار حق به آن اعتراف كند. اينان ديدند كه آنچه ابراهيم مىگويد درست است ولى پذيرفتن آن مستلزم آن است كه از بسيارى از نعم مادى چشم بپوشند. از اين رو صريحا به او پاسخ ندادند و سكوت اختيار كردند، تا مگر آن توفان به سلامت بگذرد باشد كه كار دعوت به پايان آيد.
/ ٣٣٢ [٥٧] ولى ابراهيم ساكت نماند و اجازه ادامه سكوت نداد. بلكه راه تقليد و خوض در باطل را بر بست و گفت
وَ تَاللَّهِ لَأَكِيدَنَّ أَصْنامَكُمْ بَعْدَ أَنْ تُوَلُّوا مُدْبِرِينَ به خدا سوگند چون شما برويد چاره اين بتان را خواهم كرد.» يعنى آنها را خرد خواهم كرد، هنگامى كه شما براى شركت در مراسم عيد خود برويد. ابراهيم عمل شكستن بتها را مشروط به اين شرط كرد زيرا او يك تن بيش نبود و برايش امكان آن نبود كه در حضور آن بت پرستان بتان را بشكند.
[٥٨] ولى ابراهيم تهديد شفاهى خود را به حيطه عمل درآورد