تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٦٧ - قيامت و غيب
فواصل را معين مىكنيم. گاه فرقان به معنى تورات است، چنان كه در اين آيه آمده است و گاه به معنى يكى از كتب آسمانى ديگر است و از جمله قرآن.
و «روشنى» نورى است كه دل را روشنى مىبخشد و در پرتو آن مؤمنان مىتوانند به تاريكيهاى تنگناى زندگى راه يابند و با اعتماد و اطمينان در آنها گام نهند.
اما «ذكر» چيزى است كه عقل را مىكاود و دفاين آن را بيرون مىكشد، و انسان را از تمايل به غفلت و نسيان بازمىدارد. ذكر به معنى نصايح و اندرزهايى است كه پرهيزگاران را كه از خداى تعالى مىترسند سودمند مىافتد.
/ ٣٢٩
قيامت و غيب
[٤٩] الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ بِالْغَيْبِ آنان كه از خداى خويش در نهان مىترسند.» ايمان به غيب همان چيزى است كه انسان را وامىدارد كه از جهان محسوسات فراتر رود و پيوسته فراتر و فراتر رود تا به ساحل حقيقت رسد. انسان چون به اين مرحله رسد به ناديدهها ايمان مىآورد و يكى از آن ناديدهها قيامت است. وَ هُمْ مِنَ السَّاعَةِ مُشْفِقُونَ و از روز قيامت هراسناكاند.» يعنى از قيام قيامت در وحشتاند.
اشفاق، حالتى است از ترس همراه با انتظار، زيرا پرهيزگاران ميان ترس از رستاخيز (كه نتايج اعمالشان را نمىدانند) و انتظار (اميد پاداش نيكيهاشان) به سر مىبرند.
[٥٠] وَ هذا ذِكْرٌ مُبارَكٌ أَنْزَلْناهُ أَ فَأَنْتُمْ لَهُ مُنْكِرُونَ اين مبارك قرآنى است كه نازل كردهايم. آيا منكر آن هستيد.» بسيارى از كافران منكر امر نبوت و كتب الهى هستند، زيرا در نزول وحى شك دارند./ ٣٣٠ و اين عبارت «نازل كردهايم» آمده است تا راه انكار را بر آنان بربندد.
همان گونه كه تورات فرقان و روشنى و ذكر بود، قرآن نيز همان گونه است،