تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٣٩ - شرح آيات
خدايانى جز اللَّه مىبود هر دو تباه مىشدند.» اگر در آسمانها و زمين خداى ديگرى جز خداى يكتا مىبود نظام آسمان و زمين مختل مىشد زيرا تعدد مراكز قدرت سبب فساد مملكت و اختلال امور آن مىشود. در حديثى كه در كتاب توحيد آمده و آن را هشام بن حكم روايت كرده، زنديقى نزد امام صادق (ع) آمد. امام به او گفت: آن دو خدا كه تو به آنها معترفى از دو حال بيرون نيست يا هر دو قوى هستند يا هر دو ضعيف يا يكى قوى است و ديگرى ضعيف. اگر هر دو قوى هستند چرا با هم نبرد نمىكنند تا يكى آن ديگرى را از فرمانروايى طرد كند و خود به تنهايى زمام امور را به دست گيرد اگر مىپندارى كه يكى قوى و ديگرى ضعيف است ثابت شد كه خدا يكى بيش نيست آن چنان كه ما مىگوييم، زيرا ناتوانى آن ديگر آشكار است و خدايى را نشايد. و اگر بگويى كه آن دو از هر نظر متفقاند يا از هر نظر مختلفاند پس وقتى كه آفرينش را منظم مىبينيم و فلك را در رفتار و شب و روز را مىبينيم و ماه و آفتاب را كه با نظمى خاص در آمد و شد و حركتاند صحت امر و تدبير دلالت مىكند كه مدبر يكى است ولى اگر تو مدعى به دو تا شوى بايد ميان آن دو فرجهاى باشد كه بتوان گفت آنها دو تا هستند پس آن فرجه هم كه ميان آنهاست بايد مانند آنها قديم باشد پس به جاى دو تا سه تا لازم مىآيد. اگر بگويى سه تا هستند همان ايرادها كه در دو تا بودن خدا وارد بود باز هم وارد است و بايد ميان آنها دو فرجه باشد پس تعداد قديمها به پنج مىرسد و اين امر تا بىنهايت تواند بود». [١] اين از نظر عقلى بود اما از نظر روانى انديشه تعدد خدايان پديد آمده تا بتوان حالت منازعه و مشاجره ميان افراد بشر را توجيه كرد و جنگ خدايان را به جنگ ميان افراد بشر برگردانند.
/ ٢٩٥ اساطير از قصههاى خيالى درباره زندگى خدايان انباشته است خدايان دائما در جنگ و كشاكش با يكديگر هستند.
[١] - نور الثقلين/ ج ٣/ ص ٤١٧ و ٤١٨.