تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٣١ - كيفر ستم
آخَرِينَ چه ستمكاره مردمى را كه هلاك كرديم و به جايشان مردمى ديگر بيافريديم.» نعمتهاى خدا كه ما را احاطه كرده است اين پندار خطا را در ما پديد آورده كه خدا ارحم الراحمين است و هيچ كس را عذاب نخواهد كرد. براى اين كه اين پندار را از ذهن خود ريشه كن سازيم بايد به تاريخ بنگريم تا آثار گذشتگان را ببينيم و دريابيم كه چگونه نابود شدند و عذاب خدا به آنان فرود آمد. خداى تعالى شهرهاى بسيارى را به سبب ستمكارى اهلشان نابود كرده است، زيرا آنان به حق ايمان نمىآوردند. پس قضيه جدّى است. آنچه خدا ما را از آن بيم مىداد براى امتهايى كه پيش از ما بودند اتفاق افتاده است پس بايد بترسيم كه نكند ما نيز چنان سرنوشتى داشته باشيم.
از نكتههاى ديگرى كه از اين فهميده مىشود اين است كه خداى تعالى وقتى عذاب به مردم شهرى مىفرستد چنان نيست كه فقط اهل آن شهر را هلاك كند و ساختمانها و راهها و آبگيرها را سالم باقى بگذارد. بلكه همه چيز را يكباره نابود مىكند و چون قومى ديگر مىآفريند با آنها شهرها و معابد و ديگر تأسيسات را نمىآفريند. فقط مردم را مىآفريند و به آنان مىگويد: اكنون خود برويد و به دست خود تمدن خود را بسازيد. آنها خود مسئول بناى خانهها و راهها و ديگر تأسيسات شهرى خود هستند.
[١٢] فَلَمَّا أَحَسُّوا بَأْسَنا إِذا هُمْ مِنْها يَرْكُضُونَ چون عذاب ما را حس كردند بناگاه از آنجا گريختند.»/ ٢٨٦ خشم و غضب خداوند همواره بر آنها سايه افكنده ولى آنها از آن غافلند. اگر آن را احساس كنند و توبه نمايند، پيش از آن كه عذاب خدا گريبانگير آنها شده توبهشان پذيرفته مىشود. همانگونه كه توبه قوم يونس پذيرفته شد ولى آنان به همان حال كفر باقى ماندند تا عذاب خدا را بر سر خود مشاهده كردند آن گاه برخاسته پاى به دويدن نهادند، بدين پندار كه از عذاب رهايى توانند.
[١٣] لا تَرْكُضُوا وَ ارْجِعُوا إِلى ما أُتْرِفْتُمْ فِيهِ وَ مَساكِنِكُمْ لَعَلَّكُمْ