تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٠٢ - شرح آيات
مراد از ضلالت جنبه معنوى باشد و بدبختى جنبه مادى.
[١٢٤] وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِي و هر كس از ياد من اعراض كند.» اعراض از ياد خدا، همانا اعراض از حقيقت است و بارزترين قضاياى آن اعراض از كسى است كه عهدهدار رهبرى شرعى است. زيرا انسان بدون راهنمايى او نمىداند چگونه از زندگى بهرهمند گردد از اين رو در زندگى تيرهبخت خواهد بود.
فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنْكاً زندگىاش تنگ مىشود.» يعنى زندگى سخت بر او فشار مىآورد و موجب بدبختى او مىشود هر چند هم از مال و ثروت دنيا بهرهمند باشد. در واقع تنگى معيشت در دو بعد نمايان مىگردد
١- به سبب نقص وسايل مادى.
٢- به سبب خشنود نبودن از زندگى و مطمئن نبودن به آن، هر چند وسايل مادى هم به حد وفور وجود داشته باشد.
وَ نَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ أَعْمى و در روز قيامت نابينا محشورش سازيم.»/ ٢٥١ چرا انسان در آخرت نابينا مىشود؟ زيرا در دنيا از بصيرت عارى بوده. از نابينايى به دو گونه در قرآن ياد شده: يكى در بصر و يكى در بصيرت. مىتوانيم نابينايى در بصيرت را به عدم آگاهى تعبير كرد، زيرا هر كس نور نبيند چيزهايى را هم كه اين نور روشن مىكند نتواند ديد. هدايت خدا نورى است كه حقايق را روشن مىكند و سنتهاى حاكم در زندگى را بيان مىكند و اين امرى بديهى است كه كسى كه به بصر و بصيرت از مشاهده اين هدايت نابينا است از ديدن حقايق زندگى و سنتهاى آن هم نابينا خواهد بود تمييز حق از باطل براى او دشوار خواهد بود در آخرت هم ديدگان او كور مىشود. از اين رو است كه مىفرمايد
[١٢٥] قالَ رَبِّ لِمَ حَشَرْتَنِي أَعْمى وَ قَدْ كُنْتُ بَصِيراً گويد: اى پروردگار من، چرا مرا نابينا محشور كردى و حال آن كه من بينا بودم.»