تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٧٧ - شرح آيات
انقلاب تحققش به شرايط مناسب بستگى دارد. در واقع قوم بنى اسراييل اكنون با مسئله تازهاى رو به رو شده و از آنجا كه در هر تازهاى لذت ديگر است چنان به زرق و برق گوساله فريفته شدهاند كه براى انصراف از آن نياز به زمان دارند. بايد كم كم نقطههاى ضعف و جنبههاى منفى قضيه آشكار شود. و پس از يك سلسله روشنگريها ضربه انقلابى فرود آيد.
[٩٤] وقتى كه موسى هارون را مورد عتاب قرار داد و دست در سر و ريش او افكند و به سوى خود كشيد هارون از برادر خود خواست كه بدان سبب كه قوم به حرف او گوش ندادهاند خشمگين نشود، زيرا اگر شدت عمل به خرج مىداد همانا پراكنده مىشدند. چه بسا چنين حركتهاى حساب نشدهاى نتيجه منفى در پى داشته باشد. پس بايد صبر كند تا موسى باز گردد.
اختلاف ميان موسى و هارون در نظر اول در موضوع درك موقعيت بود نه در حكم شرعى. هارون دريافته بود كه وضع به گونهاى نيست كه او شدت عمل به خرج دهد. موسى هم سفارش كرده بود كه «اصلاح كن و از پى مفسدان قدم منه» موسى مىپرسد/ ٢١٧ چگونه شد كه هارون در برابر اين انحراف بزرگ سكوت كرد. تغيير رهبرى و شرك به خدا و پرستش گوساله چيزى نيست كه به آسانى بتوان از كنارش گذشت. بر هارون لازم بود كه در باب مقاومت در برابر انحراف به همان راهى رود كه موسى رفته است ولى هنگامى كه عذر هارون را شنيد و دانست مصلحت را اقتضاى سكوت او بوده، خشم او نيز فرو نشست.
قالَ يَا بْنَ أُمَّ لا تَأْخُذْ بِلِحْيَتِي وَ لا بِرَأْسِي إِنِّي خَشِيتُ أَنْ تَقُولَ فَرَّقْتَ بَيْنَ بَنِي إِسْرائِيلَ وَ لَمْ تَرْقُبْ قَوْلِي گفت اى پسر مادرم! چنگ به ريش و سر من مينداز. من ترسيدم كه بگويى كه تو ميان بنى اسراييل جدايى افكندى و گفتار مرا رعايت نكردى.» آن زمان كه موسى گفت: «اصلاح كن».
از سوى ديگر خشم ظاهرى موسى براى آن بود كه موقعيت را براى مردم توضيح دهد. پس آرام گرفت.