تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٥٠ - شرح آيات
دروغ انگاشت و از قبولش سرباز زد.
[٥٧] قالَ أَ جِئْتَنا لِتُخْرِجَنا مِنْ أَرْضِنا بِسِحْرِكَ يا مُوسى گفت
اى موسى! آيا نزد ما آمدهاى تا ما را به جادويى از سرزمينمان بيرون كنى.» دو تهمت عليه موسى، يكى اتهام اينكه موسى مخل امن و آرامش است و دوم اتهام جادوگرى.
[٥٨] فَلَنَأْتِيَنَّكَ بِسِحْرٍ مِثْلِهِ ما نيز در برابر تو جادويى چون جادوى تو مىآوريم.» فرعون مىخواهد مردم را عليه موسى بشوراند. همان گونه كه همه طاغوتان چنين مىكنند. از موسى مىخواهد جايى را معين كند تا مردم گرد آيند و جادوگران با موسى معارضه كنند.
فَاجْعَلْ بَيْنَنا وَ بَيْنَكَ مَوْعِداً لا نُخْلِفُهُ نَحْنُ وَ لا أَنْتَ مَكاناً سُوىً بين ما و خود وعدهگاهى در زمين همواره بگذار كه نه ما وعده را خلاف كنيم و نه تو.» موسى اين تحدى و معارضه را پذيرفت
[٥٩] قالَ مَوْعِدُكُمْ يَوْمُ الزِّينَةِ و گفت: موعد شما روز زينت است.» روز زينت روز عيد بود. ولى چرا درست روز عيد را انتخاب كرد. زيرا در روز عيد مردم كارها را تعطيل مىكنند و براى حضور در اين اجتماعات فرصت دارند.
وَ أَنْ يُحْشَرَ النَّاسُ ضُحًى همه مردم بدان هنگامى كه آفتاب بلند گردد، گرد آيند.»/ ١٨١ موسى هنگام نيمروز را برگزيد، زيرا در آن روز ديگر كسى در خواب نيست و آنها كه در جايى دور هستند مىتوانند خود را به محل برسانند. از سوى ديگر در چنين زمانى فكرها نيز آزادتر است.
[٦٠] فَتَوَلَّى فِرْعَوْنُ فَجَمَعَ كَيْدَهُ ثُمَّ أَتى فرعون بازگشت و ياران