تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٢٩ - ضروريات رسالت
[٣٢] وَ أَشْرِكْهُ فِي أَمْرِي و در كار من شريكش گردان.» يعنى او نيز جزيى از اين مسئوليتها را بر عهده گيرد.
[٣٣] كَيْ نُسَبِّحَكَ كَثِيراً تا تو را فراوان ياد كنيم.» تسبيح همانا منزه دانستن خداست در حديث آمده است كه از امام صادق (ع) از معنى تسبيح پرسيدند گفت: سبحان اللَّه يعنى منزه است خدا. [١٠]/ ١٥٣ [٣٤] وَ نَذْكُرَكَ كَثِيراً و تو را فراوان ياد كنيم.» ذكر خدا مجرد حركت زبان نيست بلكه مراقبت است در پنهان و آشكار. از امام صادق (ع) روايت شده كه گفت: شديدترين ابتلاى مؤمن اين است كه از سه خصلت محروم بماند. پرسيدند آن سه خصلت كدام است؟ فرمود: مواسات در ذات خدا، انصاف از نفس خود و فراوان ياد كردن خدا. من به شما نمىگويم كه تنها به گفتن سبحان اللَّه و الحمد للَّه و لا إله إلّا اللَّه و اللَّه اكبر بسنده كنيد. بلكه خدا را در ياد داشته باشيد هنگامى كه به چيزى حلالى مىرسيد يا حرامى.
[٣٥] إِنَّكَ كُنْتَ بِنا بَصِيراً كه تو بر حال ما آگاه بودهاى.» يعنى به اعمال ما و تصرفات ما. شايد از اين آيات چنين استنباط شود كه هدف موسى و هارون سيطره نيست بلكه اجراى واجبات رسالت است.
اكنون اين سؤال پيش مىآيد كه چرا موسى از خدا خواست كه هارون را وزير او گرداند؟ پاسخ اين است كه موسى از آغاز ابعاد رسالتى را كه بر عهدهاش گذاشته شده بود مىدانست و از مشكلاتى كه بر سر راهش بود آگاه بود و نيز از ضعف و ناتوانى قوم خود بنى اسراييل كه در اثر سالها بردگى عارض آنها شده بود خبر داشت. و قدرت قبطيان را به رهبرى فرعون مىشناخت. پس نياز به كسى داشت كه او را در اين مرحله يار و ياور باشد./ ١٥٤ هر يك از پيامبران به چنين يار و معاونى نياز داشتهاند. چنان كه هارون وزير موسى بود و آصف بن برخيا وزير سليمان و يحيى وزير عيسى بن مريم و على بن ابى طالب وزير محمد به
[١٠] - بحار الانوار ج ٩٣/ ص ١٧٧.