تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٢٨ - ضروريات رسالت
و آتش افروخته در برابرش بگذار تا بنگرى كه آن دو را از هم تميز مىدهد. چنين كردند و گفتند بخور. موسى دست به طرف خرما برد. ناگهان جبرييل بيامد و دست او به طرف آتش گردانيد. موسى آتش را در دهان نهاد و زبانش سوخت و گريه سر داد آسيه گفت: نگفتم كه هنوز چيزها را از هم فرق نمىگذارد. فرعون نيز موسى را عفو كرد» از آن زمان در زبان موسى گرفتگى پديد آمد.
[٢٩/ ٣٠] وَ اجْعَلْ لِي وَزِيراً مِنْ أَهْلِي* هارُونَ أَخِي و از خاندان من براى من ياورى قرار ده. برادرم هارون را.» هارون به سال از موسى بيش بود. جلالت نبوت بر چهره او مشهود بود.
موسى كارهاى مهمى در پيش داشت. زيرا كار او منحصر به تبليغ رسالت نبود.
موسى مىبايست در برابر طاغوت هم مقاومت ورزد و ملت مستضعف خود را از رنج برهاند و رهبرى كند./ ١٥٢ پس از خدا خواست كه هارون را وزير او گرداند.
از امام محمد باقر (ع) روايت شده: كه از او پرسيدند آيا هارون از پدر و مادر برادر موسى بود؟ حضرت فرمودند آرى، مگر نديدهاى كه خداى تعالى مىگويد كه هارون گفت: «اى پسر مادرم! چنگ به ريش و سر من مينداز».
راوى گويد: از او پرسيدم كدام يك به سال بيش بودند؟ گفت: هارون.
گفت: آيا وحى بر هر دو نازل شد. امام گفت: نه، بر موسى نازل شد و موسى آنچه را كه بر او وحى مىشد با هارون در ميان مىنهاد. گفت: آيا احكام و قضايا و امر و نهى به هر دو امر مىشد. حضرت گفت: موسى با خدا مناجات مىكرد و علم را مىنوشت و در ميان بنى اسراييل داورى مىنمود و چون موسى براى مناجات مىرفت هارون به جاى او مىنشست. [٩] [٣١] اشْدُدْ بِهِ أَزْرِي پشت مرا بدو محكم كن.» يعنى مرا قوى پشت گردان. شايد به اين معنى باشد كه چون من غايب مىشوم او جانشين من گردد.
[٩] - نور الثقلين ج ٣/ ص ٣٧٧- ٣٧٨.