تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٢٧ - ضروريات رسالت
مىشد.
اينك مىخواهد كه امور در طريقى سير كند كه او نيازى به شدت عمل و خشم نداشته باشد.
اين از يك سو و از سوى ديگر موسى به اهميت مسئوليتى كه بر عهده گرفته بود آگاه بود مىخواست كه خداوند چنان كند كه برداشتن بار مسئوليت بر او آسان باشد.
[٢٧/ ٢٨] وَ احْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسانِي يَفْقَهُوا قَوْلِي و گره از زبان من بگشاى، تا گفتار مرا بفهمند.» كلمه زبان در اينجا به اين معنى است كه موسى مىخواهد خداوند كلامش را نافذ گرداند تا در دلها نشيند و به عبارت ديگر موسى را دو منظور است
يكى نفوذ كلام و اين زمانى حاصل مىشود كه گوينده با منطق عوام مردم آشنايى داشته باشد. چنان كه/ ١٥١ رسول اللَّه (ص) فرمود كه: ما پيامبران مأمور شدهايم كه به اندازه عقل و خرد مردم سخن گوييم. و اين امر دليل سخن موسى است كه از خدا خواست كه گره از زبانش بگشايد.
ديگر تأثير سخن است كه موسى از خدا مىخواهد تا بر عقول قوم نيرويى دهد تا معنى رسالت او را دريابند و موسى براى آنها خردمندى از خدا مىطلبيد و معنى سخن او: «تا گفتار مرا بفهمند» همين است.
در تفسير قمى از امام باقر (ع) روايت شده كه: «فرعون فرزندان بنى اسراييل را تا به دنيا مىآمدند مىكشت ولى موسى را پرورش مىداد و اكرام مىكرد و نمىدانست كه هلاك او به دست موسى است. وقتى موسى به راه افتاد روزى در نزد فرعون بود عطسه كرد و گفت الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ. فرعون را اين سخن ناخوش آمد و بر روى او سيلى زد و گفت: اين چه سخن بود كه گفتى. موسى چنگ به ريش او در زد و ريش فرعون دراز بود و آن را كشيد و كند. درد در سر و روى فرعون پيچيد و آهنگ قتل او كرد. زنش گفت: اين كودكى بيش نيست و نمىداند كه چه مىگويد و چه مىكند. فرعون گفت: نه، خوب هم مىداند. خرما