تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٢٠ - حتميتى كه از آن چاره نيست
بلكه بايد خود از خواب برخيزى و اين خواب غفلت از سر به دركنى، و گر نه گرفتار خطاهاى بزرگ خواهى شد و در آخرت سرنوشتى شوم خواهى داشت.
از مهمترين عواملى كه موجب از ميان رفتن غفلت مىشود، نماز است.
هر گاه با همه شروط و آدابش گزارده شود. نمازى كه با حضور قلب نباشد جز يك مشت عبارات و اوراد نيست. از اين رو در حديث شريف آمده است
«خدايت را چنان بپرست كه گويى او را مىبينى و اگر تو او را نمىبينى او تو را مىبيند».
عبارت «مىخواهم زمان آن را پنهان دارم» اشاره به اين امر است كه خداى عز و جل قيامت را به كلى مخفى نكرده است. بلكه آن را و هر چه را وابسته به آن است بيان كرده و آشكار نموده است. ولى تنها زمان دقيق آن مخفى است. و اين بدان سبب است كه انسان همواره در انتظار آن باشد و خود را براى رويارويى با آن همواره مهيا دارد.
/ ١٤١ [١٦] فَلا يَصُدَّنَّكَ عَنْها مَنْ لا يُؤْمِنُ بِها وَ اتَّبَعَ هَواهُ فَتَرْدى آن كس كه به آن ايمان ندارد، و پيرو هواى خويش است، تو را از آن رو گردان نكند تا به هلاكت افتى.» كسى كه به قيامت ايمان دارد و پيوسته آن را ياد مىكند، برنامههاى الهى را پيروى مىنمايد و اوامر او را اجرا مىكند در نتيجه رستگار مىشود. اگر نه چنين باشد سرنوشتش چيزى جز مرگ و نابودى نيست. اگر موسى از پى هواهاى نفس خود رفته بود، مسلما به حضيض سقوط مىكرد، چنان كه بلعم باعوراء بدان گرفتار آمد. خدا بلعم را مورد كرامت خود قرار داده بود و به او اسم اعظم آموخته بود ولى او پيرو هواهاى نفس خود شد. خدا نيز هر نعمت كه به او داده بود بستد و او را به سگ شبيه نمود. خلاصه آن كه ياد خدا به معنى سعادت است و انصراف از ياد خدا به معنى شقاوت است.