تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١١٨ - خلاصه وحى
/ ١٣٨ «هر كس نمازى را فراموش كند چون به يادش آمد بايد به جاى آورد و جز آن كفارهاى ندارد. سپس تلاوت كرد: اقم الصلاة لذكرى».
چرا خدا مىگويد «تا مرا ياد كنى» زيرا عبادتهاى معمولى و رسمى به تنهايى كفايت نمىكند. زيرا چنان عبادتى به مرور زمان در معرض انحراف و آلودگى واقع شود. از اين رو انسان همواره نيازمند ياد خداست تا عبادتش منحصرا براى خدا باشد و از تغيير و تحول به دور ماند، زيرا اين تغيير و تحول بيشتر به سبب فشارهاى زندگى و وسوسههاى شيطانى است كه شخص را به عبادت غير خدا- به صورتهاى گوناگون- فرامىخوانند.
پس ياد خدا به منزله هدف اصلى عبادتهاست و از جمله عاليترين هدف نماز است. از اين رو در آيه ديگر هم آمده است كه وَ لَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ.
از اين آيه برمىآيد كه در نماز دو وجوب است
وجوب اول: نماز خواندن است در وقت آن.
وجوب دوم: اين است كه نماز واجب است بعد از وقت آن براى كسى كه فراموش كرده در وقت بخواند و وقت نماز گذشته است. پس بر تو واجب است كه نماز را در غير وقت آن به جاى آرى، چرا؟ زيرا وجوب نماز براى ذكر خداست و ذكر خدا سرّ سعادت و رستگارى است در دنيا و در آخرت، زيرا خداى تعالى مصدر خير حقيقى است در عالم وجود. و بنده مخلوق را ممكن نباشد كه خيرى حاصل كند در حالى كه از ذكر خدا غافل باشد.
از اين آيه همچنين فهميده مىشود كه بايد نماز از روى خشوع و براى ياد خدا به جاى آورده شود./ ١٣٩ اساس نماز تحيّت بنده است خداى تعالى را. پس هنگامى كه ركوع مىكنى و مىگويى «سبحان ربى العظيم و بحمده» يا به سجده مىروى و مىگويى «سبحان ربى الاعلى و بحمده» نوعى تحيّت است به پروردگارت. و نيز تنزيه و تعظيم و بزرگداشت اوست.