تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١١٥ - نداى مقدس
است.
/ ١٣٥ فَاخْلَعْ نَعْلَيْكَ پاى افزارت را بيرون كن.» نخستين فرمان بيرون آوردن كفشها بود به احترام كلام خدا.
إِنَّكَ بِالْوادِ الْمُقَدَّسِ طُوىً كه اينك در وادى مقدس طوى هستى.» چرا كفشها را بيرون آورد؟ چه رابطهاى ميان بيرون آوردن كفشها و انسان در يك مكان مقدس است؟ چرا آن مكان مقام تقدس يافته است؟
اما جواب: به نظر من بيرون آوردن كفش رمزى است كه به تجرد انسان از همه علايق اشارت دارد و تا اين تجرد نباشد پرتو آسمانى را نتواند يافت.
وقتى كه به زن و فرزند به مقام و مال و جاه دلبسته باشد هرگز معنى رسالت الهى را در نيابد.
زمانى كه تو از همه علايق مجرد شدى به خدا توجه مىيابى. در حج هم همين گونه است در آنجا نيز فرمان مىشود كه لباسها را از تن بيرون كنند و لباسى ساده بر تن پوشند. آن كه احرام مىبندد از همه علايق زمينى و ارزشهاى مادى دل برمىكند و به خداى تبارك و تعالى روى مىآورد.
بعضى از كوتهبينان نظران پنداشتهاند از اين روى به موسى خطاب شد كه كفش بيرون كند، كه كفشهاى او از پوست خر بود ولى در حديثى به جا مانده از حضرت حجت (عج)، در كتاب كمال الدين و تمام النعمه از عبد اللَّه القمى چنين روايت شده كه: من به امام دوازدهم عرض كردم يا بن رسول اللَّه مرا بگوى از خطاب «پاى افزار بيرون كن» كه خدا در وادى مقدس طوى به موسى خطاب كرد. بعضى مىگويند از اين رو چنين فرمانى آمد كه كفشهاى او از پوست مردار بود. حضرت فرمود: آنان كه چنين پنداشتهاند مردمى نادانند و گويى نبوت او را انكار مىكنند.
اين سخن كه مىگويند از دو اشتباه خالى نيست./ ١٣٦ يا نماز موسى در آن كفشها جايز بوده يا جايز نبوده است. اگر نمازش در آنها جايز بوده پس پوشيدن آنها در آن بقعه هم جايز بوده است، زيرا آن بقعه هر چه هم مقدس و مطهر بوده باشد از نماز مقدستر و مطهرتر نبوده است و اگر نماز موسى در آن كفشها جايز نبوده است لازم مىآيد كه