تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٥٧ - شرح آيات
بهتر است». [١٥]/ ٦٧ «وَ إِنْ تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ بِما قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ- و چون به سبب كارهايى كه كردهاند رنجى به آنها رسد ...» بديها و رنجها به بشر نمىرسد مگر به وسيله گناهان ايشان. بر آنهاست كه وضع فاسد خود را دگرگون سازند تا خدا نيز به گونه ديگر به آنها نگاه كند. ولى آنها بعد از رنجى كه به آنها مىرسد نوميد مىشوند.
«إِذا هُمْ يَقْنَطُونَ- ناگهان ناميد گردند.» از واژه «ناگهان» در مىيابيم كه نوميدى به گونهاى ناگهانى بر آنها چيره مىشود و اين به سبب ضعف نفوس و تنگى افق ديد آنهاست. اين آيه ما را به چند حقيقت آشنا مىكند
اولا: جهل به خدا قلب را گرفتار غرور و نوميدى مىكند در حالى كه اطمينان به خدا قلب را نيرومند مىسازد تا در برابر نعمتى كه به او داده شده سرمست و مغرور نشود و به سبب رنج و بدبختى مأيوس نگردد.
مؤمنان از پروردگارشان مىخواهند كه آنان را محتاج مردم سفله نكند حتى آنان را به نيازمندى به ديگران نيازمايد تا چنان پندارند كه ايشان روزى دهندگان به ايشان هستند. در دعاى مكارم الاخلاق آمده است
«بار خدايا مرا وادار كن كه به هنگام ضرورت از تو خواهم هر چه خواهم.
و به هنگام فقر به درگاه تو تضرع كنم و مگذار كه من به هنگام اضطرار به ديگرى جز تو روى آورم». [١٦]/ ٦٨ ثانيا: آيه از چهره تابناك جامعهاى كه بر اساس توحيد بنا شده باشد و از آلودگى شرك دورى گزيده نقاب بر مىگيرد: چگونه؟! بسيارى از خصال رذيله از عدم اعتماد بنده در برابر خدا حاصل مىشود.
[١٥] - يونس/ ٥٨.
[١٦] - امام على بن الحسين مفاتيح الجنان، ص ٦٠١.