تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٥٨ - شرح آيات
پس بخل، غش، كسب حرام چون ربا خوارى و غيره معلول همين علت هستند.
در حالى كه فضيلت انفاق و كرم و عفت از اطمينان به خدا سرچشمه مىگيرد و از اعتقاد به اين كه خداوند روزىدهنده و صاحب قدرت و توان است.
ثالثا: قلب مؤمن بين نوميدى و اميد زندگى مىكند؛ در حالى كه قلب كافر گاه هميشه شادخوار و لذتجوست از اين رو گرفتار سرمستى مىشود و گاه چنان نوميد مىشود كه از هر گونه سعى و عمل باز مىماند.
[٣٧] اين حقيقت را با توحيد چه رابطهاى است؟
رابطه اين است كه مؤمن معتقد است كه روزى دهنده خداست و او روزى هر كه را خواهد افزون مىكند و هر كه را بخواهد تنگ مىگيرد. و او نه از حالت نخست بيهوده شادمان مىگردد و نه از حالت دوم بيهوده نااميد مىگردد.
«أَ وَ- لَمْ يَرَوْا أَنَّ اللَّهَ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ يَشاءُ وَ يَقْدِرُ- آيا نمىبينند كه خدا روزى هر كس را كه بخواهد فراوان مىكند يا او را تنگ روزى مىسازد؟»/ ٦٩ آرى بسيارى از مردم در امر روزى خوارى فقط عوامل مستقيم و آشكار را مىبينند و عامل غيبى را فراموش مىنمايند. از اين رو است كه مىفرمايد
«إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ- در اين عبرتهايى است براى مردمى كه ايمان مىآورند.» مؤمنان فقط به عوامل ظاهرى نمىنگرند، بلكه انگشتان غيب را هم كه آن عوامل را به كار مىاندازد مىنگرند. آنها مىدانند كه كار كشاورز اگر با عوامل ديگرى كه در نمو محصول شركت دارند چون بارور بودن زمين و شيرينى آب و نور خورشيد حتى تأثير ديگر كرات، چقدر ناچيز است.
پس همان گونه كه در كشاورزى بيان شد در ساير موارد رزق هم همين طور است. از اين رو مىنگريم كه مؤمنين به تنهايى به آيات رزق راه يافتهاند و پروردگارشان در برابر آن شكر مىگويند.
[٣٨] چون روزى از جانب خداست و مؤمن از رحمت خدا مأيوس نمىشود، هر گاه ثروت خود را از دست بدهد، و خواستار خشنودى اوست و از آنجا