فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٥٦٩ - اصل مساوات و برابری
مراعات مساوات كنند
(و آس بينهم فى اللحظة و النظرة)
[١] .١٢. تنها اختلافى را كه اسلام بعنوان يك واقعيت اجتنابناپذير و عينى معنى دار مىپذيرد اختلاف موجود بين زن و مرد است كه از نظر فلسفه آفرينش بعنوان دو موجودى كه مكمل يكديگرند و با اختلافى كه دارند مسئوليتهاى ويژهاى را بر عهده گرفتهاند و در نتيجه در پارهاى موارد حقوقى تفاوت دارند، مطرح مىنمايد.
بسيارى وحدت و اشتراك دو جنس بشرى در انسانيت را موجب برابرى و مساوات كامل مىدانند، ولى مىبينيم در آفرينش، اين برابرى وجود ندارد. زيرا اصل تفاوت كه در نظام يك سيستم مقتضاى حكمت است در خلقت مرد و زن نيز اعمال شده است كه نشان دهنده اختلاف نقش و مسئوليت آن دو است.
در اين تحليل ما به سه بخش قابل توجه در آفرينش انسانها مىرسيم:
١. بخش مشترك انسانى كه در همه زنان و مردان يكسان وجود دارد.
٢. بخش اختصاصى خلقت زنان و ويژگيهائى كه در جنس زن از نظر آفرينش وجود دارد.
٣. بخش اختصاصى جنس مرد كه از نظر خلقت او را از جنس زن متمايز مىسازد.
با توجه به اين واقعيت، بىشك شعار «تساوى حقوق» بصورت يك مارك تقلبى جلوه خواهد كرد كه مقلدان غرب بر روى اين ره آورد غربى چسبانيدهاند.
وقتى ما بر اساس اين تفاوتهاى عينى كه به مقتضاى حكمت و تدبير در يك سيستم پيچيده است، عدم تشابه حقوق زن و مرد را در پارهاى از موارد لازمه عدالت دانستيم، در حقيقت سخن ما به فلسفه حقوق مربوط مىگردد كه ريشه آن را بايد در دو اصل توحيدى حكمت و عدالت جستجو كرد.
قرآن با توجه دادن به فلسفه آفرينش زن و مرد، ما را به رمز اختلافات حقوقى فيما بين اين دو جنس از انسان واقف گردانيده است. ترديدى نيست كه كليه حقوق ناشى شده از جنبه انسانيت انسان بين زن و مرد مشترك و يكسان است.
بىشك اما اگر حقايق عينى را آنچنان كه هست بنگريم، ويژگيهاى زن (هويت
[١] . نهج البلاغه، نامه ٢٧.