راه رشد - دهقان، اكبر - الصفحة ١٨٩ - تمثيل در روايات
طرز اجراى دستورات و نحوه پياده كردن احكام الهى بود و به عبارت ديگر، پيامبر ٦ در قانونگزارى هيچوقت مشورت نمىكرد و تنها در طرز اجراى قانون نظر مسلمانان را مىخواست و به رأى و نظر آنها احترام قايل مىشد و گاهى نظر آنها را مقدم مىداشت و ترجيح مىداد با اينكه مشكلاتى از اين ناحيه حاصل مىشد كه نمونه مشورت پيامبر را در جنگ احد ملاحظه مىكنيم.
پيامبر اكرم قبل از مبارزه با دشمنان خود همه اصحاب و اهل مدينه را دعوت كرد و براى رسيدگى به اين مسأله جلسهاى تشكيل داد و موضوع دفاع را آشكارا با آنها در ميان گذاشت؛ سپس در اينكه در داخل مدينه به پيكار دست زنند و يا از شهر خارج شوند با مسلمانان به مذاكره و مشورت پرداخت و عدهاى گفتند: از مدينه خارج نشويم و در كوچههاى تنگ شهر با دشمن بجنگيم، زيرا در اين صورت حتى مردان ضعيف و زنان و كنيزان نيز به لشكر مىتوانند كمك كنند و پيامبر اكرم ٦ نيز با اين نظريه موافق بود كه از مدينه خارج نشوند ولى گروهى از جوانان و جنگجويان با اين رأى مخالف بودند.
سعدبن معاذ و چند نفر از قبيله اوس برخاستند و گفتند: اى پيامبر! در گذشته كسى از عرب قدرت اينكه در ما طمع كند نداشته است با اينكه در آن موقع ما مشرك و بتپرست بوديم و هم اكنون تو در ميان ما هستى چگونه مىتوانند در ما طمع كنند؟ نه، حتماً بايد از شهر خارج شده، با دشمن بجنگيم اگر كسى از ما كشته شود شربت شهادت نوشيده و اگر هم كسى نجات يافت به افتخار جهاد در راه خدا نايل شده است.
اينگونه سخنان و حماسهها طرفداران خروج از مدينه را بيشتر كرد به طورى كه طرح عبداللَّه بن ابى در اقليت افتاد؛ خود پيامبر ٦ با اينكه به خروج از مدينه تمايل نداشت، به اين مشورت احترام گذاشت و نظريه طرفداران خروج از مدينه را انتخاب كرد.