عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٩٩ - علت مؤاخذه مريض
باب فضل دوست به دست آورده، پس از برطرف كردن نياز و احتياج خود و عيالاتش آن را با دوست از طريق خمس، انفاق، صدقه، فى سبيل الله، زكات، معامله كند.
آرى، كسى كه با فضل خدا دارا شد محال است بخل بورزد، بخل نتيجه حرص و دنياپرستى است.
عزيزان! خداوند مهربان، مولاى كريم و رحيم، پروردگار رحمان، براى هر موجود زندهاى تا آخرين دقيقه حياتش، روزى لازم را مقرر داشته كه آن روزى را موجود زنده بايد به وسيله كار و كوشش و زحمت و سعى به دست آورد. و به عبارت ديگر به فرموده قرآن مجيد: واسطه به دست آوردن روزى حتم را كار شرعى و سعى صحيح قرار دهيد، چون روزى امرى حتمى و مسئلهاى مسلم و حقيقتى غير قابل انكار است و عامل جلب آن هم كار و كوشش مىباشد، چه نيازى به زايد بر روزى است كه براى به دست آوردنش عاملى، جز حرص لعنتى نيست و نتيجه و ثمرش، بخل و پايمال كردن حقوق ضعيفان است.
اگر حرص حريصان و به دنبال آن بخل بخيلان معالجه شود، جامعه از بسيارى از شرور و مفاسد و مهالك و رنجها و مشقتها آزاد مىشود و حق كسى از دستش نرفته و بلكه حقوق از دست رفته مظلومان به راحتى به آنان باز خواهد گشت.
با اين مقدمات بايد گفت: حريص آدم بيچارهاى است؛ زيرا از طرفى گرفتار هم و غم زياد و از جهتى دچار نقشههاى شيطانى و مكرها و حيلهها و از نظرى اسير مشقات و زحمات بىاندازه و در مرحلهاى دچار بخل و امساك و در قسمتى گرفتار ظلم و تجاوز و فساد و افساد است و عاقبت هم تمام محصولات حرص خويش را بايد در همين دنيا بگذارد و در حال تماشاى گذاشتهها با حسرتى غير قابل وصف، با دو قطعه پارچه كفنى به سوى گورى تنگ و تاريك حركت كرده و دچار محاكمات