عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٢٢٦ - حكايتى عجيب از دنيا
[و بالآخرة هم يوقنون][١].
و به آخرت يقين دارند.
و در صفت ثانى فرموده:
[و الذين هم بربهم لا يشركون][٢].
و آنان كه به پروردگارشان شرك نمىورزند.
حديث است كه:
شيرينى دنيا تلخى آخرت است و تلخى دنيا شيرينى آخرت[٣].
و نيز حديث است كه:
دنيا مانند مار و افعى است، ظاهرش نرم است و باطنش زهر قاتل[٤].
حكايتى عجيب از دنيا
از حضرت صادق ٧ روايت است كه:
روزى حضرت داود ٧ از منزل خود بيرون رفت و زبور مىخواند و چنان بود كه هرگاه آن حضرت زبور مىخواند از حسن صوت او جميع وحوش و طيور و جبال وصخور حاضر مىشدند و گوش مىكردند و هم چنان مىرفت تا به دامنه كوهى رسيد كه به بالاى آن كوه پيغمبرى بود حزقيل نام و در آن جا به عبادت مشغول بود.
چون آن پيغمبر صداى مرغان و وحوش و حركت كوهها و سنگها ديد و شنيد،
[١] -بقره( ٢): ٤.
[٢] -مؤمنون( ٢٣): ٥٩.
[٣] -روضة الواعظين: ٢/ ٤٤١؛ شرح نهج البلاغة، ابن ابى الحديد: ١٩/ ٨٥.
[٤] -الكافى: ٢/ ١٣٦، باب ذم الدنيا والزهد فيها.