عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٢٢ - ٩ - عرضى
عمل: زبانى را پايين آورده و به عقب مىكشاند و در نتيجه آن را كوتاه مىنمايد.
عصب: شعبهاى از عصب زير زبانى.
٩- عرضى
عضلهاى است نازك كه عرضا از خط وسط تا كنار زبان كشيده شده است.
شخص چند ساعتى غذا نخورده باشد سفيد يا سفيد زرد رنگ است.
حبههاى زبان
سطح مخاط زبان صاف و هموار نيست، بلكه داراى برآمدگىهايى است به نام حبه زبانى كه بر حسب شكلشان به چند دسته تقسيم مىشوند از اين قرار:
١- حبههاى كاسى شكل كه حجمشان از ساير حبهها بزرگتر و در وسط هر يك، برآمدگى مدورى است كه دور آن را نيز شيارى احاطه نموده است، عده آنها معمولا نه است و در جلوى شيار انتهايى و محاذات آن قرار گرفتهاند و تشكيل هشت زبانى را مىدهند.
٢- حبههاى قارچى شكل كه مانند قارچ است كه از سر حجيم و يك پايه باريكى تشكيل شده است، عده آنها يكصد و پنجاه الى دويست عدد است كه بيشترشان روى سطح فوقانى زبان در جلوى هشت زبانى پراكندهاند.
٣- حبههاى نخى شكل، برآمدگىهاى استوانه يا مخروطى شكل فوق العاده كوچكى هستند كه از رأس آنها استطاله نخى شكل متنوع مىگردد، اين حبهها نيز در جلوى هشت زبانى واقعند.
٤- حبههاى نيم كروى- بسيار كوچك و در تمام مخاط زبان پخش مىباشند.
ساختمان مخاط زبان
اين مخاط علاوه بر عروق و اعصاب كه بعدا ذكر مىشود داراى قسمتهاى