عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٢٣ - ٩ - عرضى
ذيل است:
الف: مخاط به طور كلى كه مانند كليه مخاطهاى بدن از دو طبقه عمقى كوريون و سطحى «پوششى» تشكيل شده است.
ب- غدد، كه خود به دو نوعند: يكى غدد فوليكولر و ديگر غدد مخاطى.
١- غدد فوليكولر كه چنان كه در شكل خارجى زبان ذكر شد، در عقب هشت زبانى قرار گرفته و مجموعشان را لوزه زبانى مىنامند.
٢- غدد مخاطى كه غدد خوشهاى هستند و مانند ساير غدد خوشهاى دهان مىباشند.
روى هم رفته مجموعه اين غدد شبيه به نعل اسبى است كه قسمت ميانى آن روى ثلث خلفى سطح فوقانى زبان قرار گرفته و شاخههاى اين نعل در امتداد كنارههاى زبان واقع است.
انتهاى شاخه در روى سطح تحتانى زبان و مجاور رأس آن مىباشد و بدين ترتيب مىتوان آنها را به سه دسته تقسيم كرد: يكى: دسته خلفى كه فرد و ميانى است و در عقب هشت زبانى قرار دارد و ديگرى: دسته طرفى كه به موازات دو كنار زبان از حبههاى كاسهاى شكل تا نوك زبان كشيده شده است، سوم: دسته قدامى تحتانى يا دسته نوك زبان كه در سطح تحتانى اين عضو و در طرفين خط وسط واقع مىباشند. اين دسته را به اسم غده بلانده يا غده نون نيز مىنامند.
ج- جوانههاى ذائقه، اين جوانهها مخصوص مخاط زباناند و در ضخامت طبقه پوششى آن قرار گرفته و در حقيقت عضو اصلى ذائقه مىباشند.
هر يك از اين جوانهها به شكل بطرىاى است كه ته آن روى كورين قرار گرفته و گلوى آن عمودا از طبقههاى مختلفه سطحى پوششى عبور نموده و بالاخره، دهانه آن در روى سطح آزاد مخاط قرار دارد، از اين دهانه چندين استطاله نخى