عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٣٣٣ - حالات سيد احمد كربلايى
حريم قرب شدند كه از آن جمله است سيد اجل آيت حق و نادره دهر، عالم عابد فقيه محدث شاعر مفلق مرحوم حاج ميرزا على قاضى طباطبايى تبريزى كه در معارف الهيه و فقه و حديث و اخلاق، استاد اين ناچيز مىباشد!![١] خوانندگان ارجمند! با تمام وجود به اين داستان عجيب دقت كنيد، عاشق شايقى مثل ملا قلى جولا از سيد شوشترى مىخواهد به نجف برو، سيد با كمال شوق و عشق به درس فقه شيخ انصارى مىرود، شيخ با محبتى جانانه به درس اخلاق سيد مىرود، شيخ و سيد با آن شوق و عشق، آخوند ملا حسين قلى همدانى را تربيت مىكنند. او با كمال شوق و در عين عشق سيصد نفر را تا سر حد اولياى خدايى به كمال مىرساند، يكى از آنان سيد احمد كربلايى مىشود، او تعداد زيادى را در دايره شوق و عشق به مقامات الهيه مىرساند، يكى از آنان مرحوم قاضى مىشود، قاضى بسيارى از قابلين را تربيت مىنمايد، يكى از آنان علامه طباطبايى صاحب «تفسير الميزان» مىشود، علامه از نجف به قم مىآيد، بالاترين تحول را در حوزه علميه در معارف الهيه و در توجه به قرآن ايجاد مىكند، تا جايى كه در بحرانىترين شرايط يعنى در زمان هجوم مكاتب مادى كه نزديك بود مانند سيل، اسلام و مسلمانان را در كام خود فرو برد، با قدرت حكمت و دانش و بينش خود و تربيت شدگانش در برابر آن طوفان به مبارزه برخاسته و براى هميشه خيمه لامذهبى و ماديگرى را از اين مرز و بوم بر مىچينند!
علامه شاگردانى بزرگ چون متفكر شهيد مرحوم استاد مطهرى تربيت كرد كه منافع وجودى آن شهيد بزرگ گمان نمىرود بر كسى پوشيده باشد، نوشتهها و نزديك به هزار سخنرانى استاد، در طول سى سال در دفاع از اسلام و ملت اسلام
[١] -يادنامه علامه طباطبايى: ٩٨.