عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٦٧ - از حجله عروسى تا بستر شهادت
و با دشمنان بجنگد و سفارش اكيد رسول الله ٦ را داير به ماندن در آنجا، فراموش كرد و به داخل ميدان آمد.
اين اشتباه كه اشتباه عمدى بود به ضرر مسلمانان تمام شد، خالد جنگجوى متهور قريشى، متوجه خالى شدن جناح چپ شد، به باقى ماندگان نيروى جبير كه به سفارش پيامبر مانده بودند تاخت و پس از قتل عام آنان از پشت به مسلمانان حمله كرد، در اين حال يك زن كافر به نام عمره بنت علقمه، پرچمى را كه مدتها بود از ترس بر زمين مانده بود برداشت و كفار را مخاطب قرار داده، آنها را از ترس و بزدلى سرزنش كرد و با اين كار جسارت مكيون را تحريك نمود، از طرف ديگر خبر شوم قتل پيامبر كه همه جا منتشر شده بود به درهم ريخته شدن وضع مسلمانان، كمك كرد، به طورى كه عدهاى از آنان به طرف مدينه گريختند. عدهاى از جنگجويان نجيب و فعال و مؤمن كه از آن جمله حنظله بود در بحبوحه جنگ به زمين افتاده، شربت شهادت نوشيدند.
حنظله در لحظات آخر به محبوب ابدى روى كرد و عرضه داشت:
اى خداوند قادر متعال و اى بخشنده مهربان! با بدن پاره پاره و خونين به سوى تو مىآيم در حالى كه تن، ناپاك است، ولى رسول تو گفت: مرا از اين حالت خواهى بخشيد.
اى خداى مهربان! مرا ببخش... نتوانستم آب بيابم تا خود را پاكيزه كنم و به اين ضيافت عظيمى كه مرا به سوى آن مىخوانى بيايم، تقصير از من نبود و اگر بود از رحمت بىپايان و لا يتناهى تو اميد عفو دارم.
مرا ببخش و از رحمت خود مأيوس مساز... اين شهادت را كه با رضايت كامل و اشتياق انجام گرفته، قبول كن و مرا از لطف و عنايت خويش محروم مفرما.
خداى من! خانواده خود و اين تازه عروس را كه ديشب با يك دنيا اميد و آرزو