عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٧٣ - شهداى كربلا، پيشوايان زاهدان تاريخ
است) درباره «جان و روان» كه قواى خود را در پيكر انسان تمركز داده، فوج فوج بيرون همى فرستد اغراق نيست و درباره عده معدودى از مردان عبقرى مانند شهيدان كوى حسين قابل تصديق است كه از آثار عظمت مالامالند و از گريبان فعاليت آنان منطقهايى، ابرازهايى، پر از عاطفه و پر از حماسه و مانند آب روان روى هم مىغلطد!!
بنگريد از درون پيراهن آنان آثار توحيد، تقوا، اخلاق چنان سرشار به عالم منتشر و پراكنده شده و مىشود كه اگر توحيد هيكلى داشت، همين طور آثار بروز مىداد.
هزاران دشمن به مقصد جان، هزاران آرزوهاى تقوا سوز، هزاران ازدحام اخلاق شكن، نتوانست فعاليت اخلاقى آنان را تعطيل كند، يا دامن تقواى آنها را لكهدار نمايد، يا به نيروى توحيد و جان يكى شده با توحيد آنان چيره گردد!!
پس تراكم قواى غير متناهيه تا اندازهاى قابل تصديق است، اگر در شكستن ذرات و استخراج قوههاى غير متناهيه، هنوز امتحان به عمل نيامده، در تحليل شخصيت اينان و آثار نفسياتشان تا اندازهاى رسيدگى شده و ديده شده كه از بنيه آنان، هم آزادى و هم ضبط نفس، هم روانى و هم حكومت بر نفس، هم شجاعت و هم قانون، هم محبت و هم ضلالت، هم لطف و هم دلسوزى، هم قهرمانى و رزمآورى، هم خوددارى و خود نباختن در منطقه قدرت كفر و هم خود باختن در برابر حقيقت و فضيلت به حد كامل سرشار توأما بيرون مىريزد.
پس نامتناهى بودن جان و روان يا انجماد قواى غير متناهيه را در جهان جان تصديق مىكنيم و براى توليد جو معنويت و بزرگ كردن خيال شنونده و عظمت روح خواننده، تاريخ و پيام اين مهين مردان، ما را كافى است.
در هر صورت آنچه مهم است در اين زمينه بدانى اين است كه اين همه صفت