عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٢١٩ - فراموشى آخرت در دنيا
دنيا نيز هم چون مهمان سراى است، سبيل بر راه گذران تا زاد برگيرند و در آنچه در سراى است، طمع نكنند.
|
پيش صاحبنظران ملك سليمان باد است |
بلكه آن است سليمان كه زملك آزاد است |
|
|
آن كه گويند كه بر آب نهادست جهان |
مشنو اى خواجه كه تا در نگرى بر باد است |
|
|
خيمه انس مزن بر در اين كهنه رباط |
كه اساسش همه بىموقع و بىبنياد است[١] |
|
فراموشى آخرت در دنيا
مثال آخر: مثال اهل دنيا در مشغولى ايشان به كار دنيا و فراموش كردن آخرت، چون مثل قومى است كه در كشتى باشند و به جزيرهاى رسيدند، براى قضاى حاجت و طهارت بيرون آمدند و كشتيبان منادى كرد كه هيچ كس مباد كه روزگار بسيار برد و جز به طهارت مشغول شود كه كشتى به تعجيل خواهد رفت.
پس ايشان در آن جزيره پراكنده شدند، گروهى كه عاقلتر بودند سبك طهارت كردند و بازآمدند، كشتى فارغ يافتند، جايى كه خوشتر و موافقتر بود بگرفتند و گروهى ديگر، در عجايب آن جزيره عجب بماندند و به نظاره بازايستادند و در آن شكوفهها و مرغان خوش آواز و سنگ ريزههاى منقش و ملون نگريستند، چون بازآمدند در كشتى هيچ جاى فراخ نيافتند، جاى تنگ و تاريك بنشستند و رنج آن مىكشيدند.
[١] -خواجوى كرمانى.