عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٢٧٦ - اخلاق عجيب ابو عثمان حيرى
هم بر آن طريق پيش آمد كه اول و گفت: در خانه چيزى نيست و هم چنين مىكرد تا سه بار و بر وى هيچ تغيرى نيافت، بعد از آن به مدح او در آمد و خلق او بستود، ابو عثمان گفت: مرا مدح مكن به خلقى كه در همه سگان يافت مىشود؛ زيرا كه سگ را نيز چون بخوانند بيايد و چون برانند وزجر كنند بازگردد!!
و لقمان حكيم با فرزند خود گفته است:
سه كس را در سه وقت بتوان شناخت: حليم را در وقت غضب و شجاع را در وقت جنگ و دوست را در وقت حاجت[١].
و از احاديث ربانى كه در انجيل آمده است يكى اين است كه:
بنده من اگر تو مرا ياد كنى در آن وقت كه تو در خشم روى، من نيز تو را ياد كنم و آن وقت كه من در خشم باشم با تو.
و طريق طالب صادق آن است كه در اين ادب، نفس خود را رياضت دهد و در اين وصف به غايت بكوشد؛ زيرا كه خوش خويى در اين طريق اصلى عظيم است و در رتبتى تمام، در دنيا و آخرت و بدخويى نقصانى قوى است و عيبى زشت در دنيا و آخرت[٢].
|
رنج ايام ببايست فراوان ديدن |
خوار گيتى شدن و محنت دوران ديدن |
|
|
در پى گنج بسى رنج ببايد بردن |
بىتعب مىنشود گنج به دامان ديدن |
|
|
بايد از بهر وصال رخ محبوب همى |
كوه و صحرا و در و دشت و بيابان ديدن |
|
[١] -شرح نهج البلاغة ابى ابى الحديد: ١١/ ٢١٩.
[٢] -مناهج الطالبين: ١١٠.