عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٢٩٥ - عبرت در نهج البلاغة
امام عاشقان، چراغ عارفان، سرحلقه آگاهان، مغز بينش و سرحلقه آفرينش اميرالمؤمنين على بن ابى طالب ٧ است.
حاج ميرزا حبيب الله شهيدى خراسانى، آن عارف وارسته، در وصف حضرتش گفته:
|
روز ازل كآدم و عالم نبود |
جلوهاى از روى على كم نبود |
|
|
آدم اگر چهره نسودى به خاك |
بر در پيرم على آدم نبود |
|
|
مرغ گل دريافت بتن جان و دل |
از دم عيسى به جز اين دم نبود |
|
|
نخله مريم نشدى بارور |
سايهاش ار بر سر مريم نبود |
|
|
اى كه نه گر كلك تو دادى نظام |
دفتر ايجاد منظم نبود |
|
|
كعبه زميلاد تو اين رتبه يافت |
ورنه بدين پايه معظم نبود |
|
|
در شب معراج كه حق با رسول |
گفت سخن غير تو محرم نبود |
|
|
كيستى اى آن كه همه عالمى |
نام و نشان زآدم و خاتم نبود |
|
|
گر ننهادى تو بهشتى قدم |
گر شكن زلف تو را خم نبود |
|
|
فاش بگو كاول و آخر على است |
در دو جهان ظاهر و باطن على است |
|
در كتاب شريف «نهج البلاغة» به هزاران موضوع شگفت درباره حقايق ظاهر و باطن عالم برمىخوريم.
اين كتاب اگر سرمشق زندگى جهانيان قرار بگيرد، معيشت، اخلاق، سياست، خانواده، اجتماع، دنيا و آخرت تمام مردم به تمام معنى آباد مىشود.
«نهج البلاغة»، غذاى مغز، صافى روح، صيقل نفس، چراغ جان، خورشيد هدايت، نشانه راه و جامع معارف و علوم عالى الهى و انسانى است.
بخشى از «نهج البلاغة» حاوى مهمترين مواعظ بيدار كننده و بخشى از آن مواعظ راهنمايىهاى حضرت مولا به سوى عوامل عبرت و عبرت آموزى است.