عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٢٣٣ - دنيا از ديدگاه اميرالمؤمنين
خداوند راضى نشد دنيا را پاداش دوستان و عذاب دشمنان قرار دهد.
اهل دنيا، چونان كاروانى هستند كه به وقت فرود آمدن، راننده و حملهدارشان فرياد زند كوچ كنند[١]!!
|
يكى پرسيد از آن داناى فتوا |
كه چه بهتر بود از مال دنيا |
|
|
چنين گفت او كه مالى كان نباشد |
كه گر باشد بجز تاوان نباشد |
|
|
كه گر مالى زدنيا افتد آغاز |
تو را آن مال دارد از خدا باز |
|
|
ولى كى ارزد آن مال جهانى |
كه از حق باز مانى تو زمانى |
|
|
چو از حق باز مىدارد تو را مال |
پس آن بهتر كه نبود در همه حال |
|
|
تو را چون عشق دنيا راه زن شد |
كجا در دين توانى بت شكن شد |
|
|
همه عمرت شب است اى خفته راه |
نه از روزى نه از بيدارى آگاه |
|
|
چو روزت صبح گرداند به زودى |
كه تو در عشق بازى با كه بودى |
|
|
اگر در عشق حق خلوت نشينى |
حريف اژدهاى آتشينى[٢] |
|
در سوره بيست و پنجم احاديث قدسيه آمده:
اى پسر آدم! زاد و توشه خود را ياد كن كه راه دور است دور، كشتى را نو كن كه دريا عميق است عميق، بارت را سبك كن كه راه دقيق است دقيق.
عمل را خالص كن كه ارزياب، بيناست بينا، خوابت را براى قبر بگذار و افتخارات را براى ميزان و خوشى و لذتت را براى بهشت و راحتت را براى آخرت و كام گيريت را براى حورالعين و براى من باش تا برايت باشم، با سبك شمردن دنيا به من نزديك شو و با دشمنى با بدكاران و عشق به نيكان، از آتش جهنم دور شو كه
[١] -نهج البلاغة: حكمت ٤١٥؛ بحار الأنوار: ٧٠/ ١١٩، باب ١٢٢، حديث ١١١.
[٢] -الهى نامه، عطار نيشابورى.