عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٤٩ - از حجله عروسى تا بستر شهادت
اينان جدا تشنه وصال بودند و خود و آنچه داشتند براى رسيدن به مقام قرب و وصل جانان، در طبق اخلاص گذاشتند.
|
دل زجان بر گير تا راهت دهند |
ملك دو عالم به يك آهت دهند |
|
|
چون تو برگيرى دل از جان مردوار |
آنچه مىجويى هم آنگاهت دهند |
|
|
گر بسوزى تا سحر هر شب چو شمع |
تحفه از نقد سحرگاهت دهند |
|
|
تا نگردى بىنشان از هر دو كون |
كى نشان آن حرمگاهت دهند[١] |
|
از حجله عروسى تا بستر شهادت
ماه شوال سال سوم هجرت، در شهر مدينه در ميان مسلمانان رفت و آمدهاى غير عادى ديده مىشود؛ زيرا همه احساس مىكنند كه به همين زودى جنگى در شرف اتفاق است، ولى در انجام آن ترديد دارند، هر وقت به همديگر مىرسند، درباره جنگ احتمالى سخن مىگويند و از همه خبر مىگيرند، ولى جواب اكثريت معمولا اين است «خدا و رسولش بهتر مىدانند» و اين حرف كافى است كه مسلمانان را قانع و آرام كند.
بالاخره تصميم اهل مكه براى جنگ با مسلمانان در تمام شهر مدينه پيچيد و اين همان چيزى بود كه مردم مؤمن مدتها انتظارش را مىكشيدند.
شكستى كه كفار در جنگ بدر خورده بودند، نه تنها حس حماسى آنها را جريحه دار ساخته بود، بلكه راه كاروان و تجارت را بر آنها بسته، از اين طريق ضربههاى مادى غير قابل جبرانى به آنها وارد مىآمد.
آنها مىخواستند با شروع يك جنگ جديد، از كشتگان خود در بدر انتقام
[١] -عطار نيشابورى.