عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٩٦ - چهره دنيا
اينجا بايد چهره دنيا را بر اساس رابطه انسان با آن به دو صورت ترسيم كرد، چنانچه آيات قرآن مجيد و روايات اصيل اسلامى بر اين مسئله دلالت دارد.
اگر رابطه انسان با دنيا بر مبناى قواعد الهى باشد، يعنى راه تحصيل و خرجش، هماهنگ با قواعد عالى اسلام صورت گيرد، بدون شك اين گونه رابطه با دنيا، رابطهاى است خدايى و به عبارت ديگر: اين چهره از دنيا خير محض و سازنده آخرتى آباد است و اينگونه دنيا و آخرت همان دنيا و آخرتى است كه تمام انبيا براى برپا كردن آن مبعوث به رسالت شدهاند و پيامبر عزيز اسلام ٦ مكرر در مجالس مكه، به مردم گوشزد كردند:
إني قد جئتكم بخير الدنيا والآخرة[١].
به درستى كه من براى رساندن خير دنيا و آخرت به شما آمدهام.
و اگر رابطه انسان با دنيا بر اساس خواستهها و اميال و غرائز و شهوات آزاد باشد و براى تحصيل و خرجش، هيچ حقى از هيچ كسى ملاحظه نشود، البته اين گونه دنيا شر محض و مخرب آخرت است و آيات كتب آسمانى به خصوص قرآن مجيد و همه انبيا وائمه : از اين شكل رابطه، منع كردهاند.
رابطه با مقام دنيايى اگر رابطه يوسفى و سليمانى و اميرالمؤمنينى است، اين رابطه خير و خير ساز و مقدمهاى براى رسيدن به نعيم آخرت است، چرا كه در اين رابطه شخص رابط از مقام و قدرتش براى استقرار حق و فرهنگ حق و پاسخ به دادخواهى مظلوم استفاده مىكند.
و اگر رابطه با مقام دنيايى رابطه فرعونى و نمرودى و يزيدى و.. است، اين رابطه شر و شرساز است و حاصلى جز رساندن انسان به عذاب ابدى آخرت
[١] -الأمالى، طوسى: ٥٨١، حديث ١٢٠٦؛ بحار الأنوار: ٣٨/ ٢٢٣، باب ٦٥، حديث ٢٤.