عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٣١٩ - حقيقت دل
|
در روضه فردوس اگر ديدار بنمايى دمى |
بينند اهل معرفت آن را كم از كاشانهاى[١] |
|
معرفت نفس
ابو حامد كه از متخصصان علم اخلاق و عرفان است، مىگويد:
اگر خواهى كه خود را بشناسى، بدان كه تو را آفريدهاند از دو چيز: يكى از كالبد ظاهر كه آن را تن گويند و وى را به چشم ظاهر مىتوان ديد و يكى معنى باطن كه آن را نفس گويند و جان گويند و دل گويند و آن را به بصيرت باطن، توان شناخت و به چشم ظاهر نتوان ديد و حقيقت تو آن معنى باطن است، هر چه جز آن است همه تبع وى است و لشگر و خدمتكار وى است و ما آن را دل خواهيم نهاد و چون حديث دل كنيم بدان كه آن حقيقت آدمى را مىخواهيم كه گاه آن را روح گويند و گاه نفس و بدين دل نه آن گوشت پاره مىخواهيم كه در سينه نهاده است از جانب چپ كه آن را قدرى نباشد و آن ستوران را نيز باشد و مرده را باشد و آن را به چشم ظاهر بتوان ديد و هر چه آن را بدين چشم بتوان ديد از اين عالم باشد كه آن را عالم شهادت گويند.
حقيقت دل
و حقيقت دل از اين عالم نيست و بدين عالم غريب آمده است و به راه گذر آمده است و آن گوشت پاره ظاهر، مركب و آلت وى است و معرفت خداى تعالى و مشاهدت جمال حضرت وى و صفت وى است و تكليف بر وى است و خطاب
[١] -منصور حلاج.