عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١١٧ - راه علاج حرص
راستى، چه بدبخت و بيچارهاند آنان كه دچار مرض حرص مال و جاهند و چه خوشبخت و سعادتمند آنان كه در حرص ملاقات و لقاى حضرت رب العزه هستند.
آنان ذكرشان مال مال و اينان گفتار قلب و جان و زبانشان يار يار است!
|
ما گدايان خيل سلطانيم |
شهر بند هواى جانانيم |
|
|
بنده را نام خويشتن نبود |
هر چه ما را لقب نهند آنيم |
|
|
گر برانند و گر ببخشايند |
ره بجاى دگر نمىدانيم |
|
|
چون دلارام مىزند شمشير |
سر ببازيم و رخ نگردانيم |
|
|
دوستان در هواى صبحت يار |
زر فشانند و ما سر افشانيم |
|
|
اى خداوند عقل و دانش و راى |
عيب ما را مكن كه نادانيم |
|
|
هر گلى نو كه در جهان آيد |
ما به عشقش هزار دستانيم |
|
|
تنگ چشمان نظر به ميوه كنند |
ما تماشا كنان بستانيم |
|
|
تو به سيماى شخص مىنگرى |
ما در آثار صنع يزدانيم |
|
|
هر چه گفتيم جز حكايت دوست |
در همه عمر از آن پشيمانيم |
|
|
سعديا بىوجود صحبت يار |
همه عالم به هيچ نستانيم |
|
|
ترك جان عزيز بتوان گفت |
ترك يار عزيز نتوانيم |
|
راه علاج حرص
گروهى تصور مىكنند كه آنچه انسان به آن گرفتار است و منبعى براى زدن خسارت و زيان به آدمى است، نجات از آن محال يا حداقل مشكل و سخت است.
ولى اين تصور بدون شك تصور نا بجا و غلطى است؛ زيرا رذايل چه از نوع اخلاقى آن و چه از شكل عملى آن، خصالى عارضى هستند كه بر اثر بىتوجهى يا