عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٢١٠ - دنيا از ديدگاه حكيمان و عارفان
و چون حواس را وداع كند و وى بماند و آنچه صفت ذات وى است، پس گويند: وى به آخرت رفت، پس سبب بودن آدمى در دنيا اين است.
اين گفتار حكيمانه و پسنديده را خوانديد، يك بار هم در مفاهيم عالى آن دقت كنيد، ببينيد به نظر پاك دلان و اهل بصيرت، دنيا براى انسان بهترين جايگاه، جهت به دست آوردن رشد و كمال و تحصيل معارف و ساختن آخرت و در نتيجه، محل رسيدن به مقام قرب و وصال حضرت اوست.
اين است حقيقت دنيا و اين است درك اهل دل از اين حقيقت كه دنيا خانه معرفت، محل كسب فضيلت، مدرسه تربيت، مركز رشد و كمال و منزلگاه يافتن دوستانى حقيقى چون انبيا و اوليا و حكيمان و عارفان است و در حقيقت، سكوى پرتاب جان به مقام قرب و منزل قدس و پيشگاه مقدس حضرت ربوبى است.
لحظه لحظه اينگونه اقامت در دنيا آنچنان با ارزش است كه حسابگران عالم از فهم عمق اين ارزش عاجزند.
با توجه به حقيقت دنيا به ديدار وجه حق با چشم دل موفق گشت.
|
اى خدا اين وصل را هجران مكن |
سر خوشان عشق را نالان مكن |
|
|
باغ جان را تازه و سر سبزدار |
قصد اين مستان و اين بستان مكن[١] |
|
در هر صورت اينجا جاى حسد، كبر، نخوت، غرور، سركشى، بغى، فحشا، ظلم، زورگويى، دروغ، بهتان، غيبت، عيبجويى، درندگى، حيوانيت، شيطنت، پستى، ذلت، دنائت و كسالت نيست.
دنيا محل معرفت، علم، تقوا، حقيقت، اصالت، شرف، غيرت، مروت، وجدان، شرافت، كرامت، درستى، صدق، عدل و خير است.
[١] -مولوى.