عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٢٣٢ - دنيا از ديدگاه اميرالمؤمنين
وى را اندوهگين نمايد. به طور دائم در كشاكش اندوهها و گرفتارىها بماند تا راه نفسش با مرگ گرفته شود، آن گاه وى را به قبرستان برده به دل خاك سپارند، در حالى كه دو رگ دلش قطع شده، نابود شدنش و به وسيله برادرانش به گور افتادنش، سهل و آسان است.
مؤمن با ديده عبرت به دنيا نظر كند و به اندازه لازم و از باب ناچارى روزى خود به دست آورد، با گوش خشم سخن از دنيا بشنود، اگر بگويند فلانى ثروتمند شد، اندكى بعد مىگويند بدبخت و فقير گشت، اگر به بودش شاد شوند به نبودش غمگين گردند، اين است حال انسان در دنيا..[١].
و نيز مىفرمايد:
آن كه به خاطر به دست نياوردن مال دنيا اندوهگين گردد، به قضا و قدر حضرت دوست خشمگين گشته و كسىكه از مصيبتى گله كند از حضرت حق به شكايت برخاسته و كسىكه بر ثروتمند به خاطر ثروتش فروتنى نمايد، دو سوم دينش را از دست داده و كسىكه قرآن بخواند و پس از مرگ دوزخى شود، معلوم است قرآن را به مسخره گرفته و آن كه دلش شيفته و عاشق امور دنيايى و مادى محض شود و جز دنيا هدفى نبيند به سه چيز مبتلا شود، اندوه هميشگى، حرص حاكم، آرزوى غير قابل يافتن![٢]!
و نيز فرموده:
دنيا در ابتداى امر فريب مىدهد، سپس زيان مىرساند، آن گاه به شتاب و سرعت از دست مىرود.
[١] -نهج البلاغة: حكمت ٣٦٧؛ بحار الأنوار: ٧٠/ ١٣١، باب ١٢٢، حديث ١٣٦.
[٢] -نهج البلاغة: حكمت ٢٢٨.