عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٠٠ - انسان و حرص
سخت الهى شود و در مقام پاسخ، نسبت به آن همه بدبختىها كه براى خود و ديگران فراهم كرده، برآيد!!
بنابراين چيزى كه مورد نياز است و از طريق كار مشروع به انسان مىرسد، بايد به همان قناعت كرد و از حرص زدن بر مازاد آن كه براى به دست آوردنش سعى غير شرعى لازم است پرهيز كرد كه، قناعت به داده حق از طريق كسب شرعى عين عقل و درايت و حرص بر مازاد از روزى مقرر شده، عين جهل و حماقت است.
راستى، كسى كه دچار حرص نيست، در حقيقت منور به قوه دفع هر برنامه غير الهى است، اگر تمام دنيا با زر و زيورش و زينت خيره كنندهاش به او روى آرد، حتى براى تماشاى آن حاضر نيست دو پلك از روى هم بردارد، چه رسد به اين كه دست دراز كند و آنچه در شأنش نيست از آن بردارد.
ايمان و عشق به حق، بصيرت و آگاهى و نورانيت قلب و روح، به هيچ وجه به انسان، اجازه خروج از حدود الهى و مرزهاى معنوى را نمىدهد.
عاشق فقط و فقط نگران معشوق است و بس و تمام سعى و كوششش بر اين است كه هر چه تا روز زنده بودن در دنيا لازم دارد از دست معشوق بگيرد و بس.
انسان و حرص
اگر با دقت عقلى و بصيرت قلبى و نور جان كه شعلهاى از نور خداست به مسئله حرص بنگريم، به اين حقيقت واقف مىشويم كه حرص در اصل يك مايه فطرى و يك سرمايه الهى در وجود تمام انسانها است و اين صفت در كارگاه هستى بشر، از عنايات خاصه حضرت رب العزه و از الطاف پروردگار بزرگ عالم است.
اگر وجود انسان خالى از حرص بود، بدون ترديد دنبال هيچ برنامهاى نمىرفت و براى جلب هيچ خيرى و دفع هيچ شرى قدم بر نمىداشت!!