عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٢٠ - ٧ - زبانى فوقانى
مبدأ: چنان كه گفته شد الياف آن جزئى از عضله تنگ كننده فوقانى است.
انتها: الياف فوقانى با رشتههايى از عضلات كامى زبانى و نيزه زبانى در ضخامت زبان مختلف مىگردند، ولى الياف تحتانى آن پس از آن كه از زير عضله لامى زبان عبور كردند با رشتههايى از عضله زبانى تحتانى يكى مىشوند.
مجاورات: قسمتى از اين عضله در زير عضله لامى زبانى قرار دارد.
عمل: زبان را به عقب و بالا مىكشانند.
عصب: شعبهايست از عصب زير زبانى.
٦- لوزه زبانى
عضلهاى است پهن و بسيار نازك كه هميشه نيز موجود نيست.
مبدأ: روى سطح خارجى پوشه لوزه اتصال مىيابد.
مسير: الياف آن به طرف جلو و پايين متوجه مىشوند.
انتها: عضله در ضخامت قاعده زبان تغيير جهت داده و عرضا متوجه خط وسط گرديده و در اين نقطه با الياف عضله طرف مقابل، متقاطع مىگردند.
مجاورات: اين عضله ابتدا در سطح خارجى لوزه قرار دارد، ولى در ضخامت زبان در زير عضله زبانى فوقانى واقع است.
عمل: بالا برنده قاعده زبان مىباشد.
عصب: شعبهاى از عصب سه زير زبانى است.
٧- زبانى فوقانى
تنها عضله فرد زبان است كه به شكل تيغه نازكى در زير مخاط سطح فوقانى زبان از قاعده تا رأس اين عضو كشيده شده است: