عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٦٥ - ٢ - راحتى در خلوت
چهارم: در خواب ببندد و در بيدارى بگشايد.
پنچم: در توانگرى ببندد و در درويشى بگشايد.
ششم: در امل ببندد و در كار راستى مرگ، بگشايد.
به قول حكيم صفاى اصفهانى:
|
اى بنده ز بود خويش لا شو |
بگذر زسر منى و ما شو |
|
|
بيگانه زپادشاه كثرت |
با بنده وحدت آشنا شو |
|
|
حق وحدت باقى است و فانى |
در وحدت باقى خدا شو |
|
|
بر غيب و شهود شاه مطلق |
سلطان وجود را گدا شو |
|
|
با وحدت ذات خويش مشغول |
وارسته زقيد ما سوا شو |
|
|
بىوضع و متى و اين فارغ |
از چون و چگونه و چرا شو |
|
|
اين ارض و سماست پرده دل |
از ارض منزه و سما شو |
|
|
از هر چه كدورت است شو صاف |
هم مسلك سيرت صفا شو |
|
٢- راحتى در خلوت
ديگر چيزى كه در اين دنيا راحتى آورد، خلوت است و اين خلوت يا خلوت دل است از غير، يا خلوت زندگى است از بيگانه و يا خلوت نفس است از وساوس و يا خلوت عزلت است از دنيا پرستان و دوستان كه مگسان گرد شيرينىاند.
براثر اين خلوت، از آفات ظاهر و باطن در امان خواهى رفت، آفات ظاهر، مانند مجادله و منازعه با مردمان و روبرو شدن با جاهلان و احمقان كه جز رنج و عذاب چيزى عايد انسان نمىكنند و آفات باطن مانند طغيان نفس و شدت غضب و هيجان حرص كه دورى از اين آفات ظاهر و باطن عين راحت و علت جلب رحمت و ميدان صفا و عشق و طريق پيوند با محبوب حقيقى و معشوق واقعى است.