عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٢١٣ - دوستنمايى دنيا
نشناخته باشد و سبب اين جهل است كه رسول خدا ٦ گفته است:
دنيا جادوتر است از هاروت و ماروت، از وى حذر كنيد[١].
و چون دنيا بدين جادويى است، فريضه باشد مكر و فريفتن وى را بدانستن و تمثال كار وى خلق را روشن كردن، پس اكنون وقت آن است كه مثالهاى وى بشنوى:
خودنمايى دنيا
مثال اول: بدان كه اول جادويى دنيا آن است كه خويشتن را به تو نمايد، چنان كه تو پندارى كه وى ساكن است و با تو قرار گرفته و وى جنبان است و بر دوام از تو گريزان است، ولكن به تدريج و ذره ذره حركت مىكند و مثل وى چون سايه است كه در وى نگرى، ساكن نمايد و وى بر دوام همى رود و معلوم است كه عمر تو هم چنين بر دوام مىرود و به تدريج هر لحظتى كمتر مىشود و آن دنياست كه از تو مىگريزد و تو را وداع مىكند و تو از آن بىخبر!!
|
مگر نمرود را چون هشت صد سال |
برآمد تيره شد حالى بر او حال |
|
|
اگر چه از تكبر پيل تن بود |
ولى يك پشه او را راهزن بود |
|
|
يقينش شد كه چون انكار كردست |
خدا اين پشه را اغيار كردست |
|
دوستنمايى دنيا
مثال آخر: ديگر سحر وى آن است كه خويشتن را به تو دوستى بنمايد، تا تو را عاشق كند و فراتو نمايد كه تو را ساخته خواهد بود و به كسى ديگر نخواهد شد
[١] -مجموعة ورام: ١/ ١٣١.