عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٢٠٩ - دنيا از ديدگاه حكيمان و عارفان
اينان آنچه را بيان مىكنند، در حقيقت شرح و توضيحى بر معارف حقه الهيه است.
غزالى درباره دنيا مىگويد:
بدان كه دنيا منزلى است از منازل راه دين؛ وراهگذارى است مسافران را به حضرت حق تعالى و بازارى است آراسته، بر سر باديه نهاده، تا مسافران از وى زاد خود بر گيرند.
و دنيا و آخرت عبارت است از دو حالت:
آنچه بيش از مرگ است و آن نزديكتر است، آن را دنيا گويند.
و آنچه پيش از مرگ آن را آخرت گويند و مقصود از دنيا، زاد آخرت است كه آدمى را در ابتداى آفرينش ساده آفريدهاند و ناقص ولكن شايسته آن كه كمال حاصل كند و صورت ملكوت را نقش دل خويش گرداند، چنان كه شايسته حضرت الهيت گردد.
بدان معنى كه راه يابد، يا يكى از نظارگيان جمال حضرت باشد و منتها سعادت وى اين است و بهشت وى اين است و وى را براى اين آفريدهاند و نظارگى نتواند بود تا چشم وى باز نشود و آن جمال را ادراك نكند و آن به معرفت حاصل آيد و معرفت جمال الهيت را، كليد معرفت عجايب صنع الهى است و صنع الهى را كليد اول اين حواس آدمى است و اين حواس ممكن نبود الا در اين كالبد مركب از آب و خاك، پس بدين سبب به عالم آب و خاك افتاد تا اين زاد برگيرد.
و معرفت حق تعالى حاصل كند به كليد معرفت نفس خويش و معرفت جمله آفاق كه مدركست به حواس.
تا اين حواس با وى مىباشد و جاسوسى وى مىكند، گويند: وى را كه در دنياست.