عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٥١ - از حجله عروسى تا بستر شهادت
خداوند، نسبت به مردم دروغگو چنين جزا مىدهد و بالاخره خود او در يكى از شهرهاى روم، بىكس و تنها جان داد.
اين شخص بدبخت و منافق و جاسوس زودتر و بيشتر از همه اهالى مدينه از وضع كفار نسبت به جنگ با مسلمانان آگاه شد و براى اين كه دشمنى خود را با رسول حق و راه الهى به نهايت برساند، پنجاه تن از كسان خود را اغوا كرد و به همراه خود برداشت و به ارتش كفر پيوست، بنا بر اين در مجلس جشنى كه امشب در خانه او برپاست خود او حضور ندارد.
اين جشن براى كيست و به خاطر چيست؟ براى پسر ابو عامر حنظله و به خاطر عروسى اين جوان پاك و برومند!!
در مقابل، چنين پدرى كه دشمن رسول خداست و خود را براى نابودى دين اسلام آماده كرده، اين پسر جزء مؤمنان و از فدائيان و مشتاقان جانباز در راه خداست.
اين پسر خلف صالح، بيدار بينا، مؤمن واقعى، دارنده يقين و عاشق خدا و رسول و شيفته خدمت و علاقمند به جهاد و شهادت در راه محبوب حقيقى عالم است!!
|
من مبتلاى عشق و دلم دردمند توست |
از پاى تا سرم همه صيد كمند توست |
|
|
زلف بلند توست كه افتاده تا به ساق |
يا ساق فتنه از سر زلف بلند توست |
|
|
اى شهسوار عرصه سرمد ركاب زن |
ملك وجود نعل بهاى سمند توست |
|